مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٣٨ - کیفیّت قصاص در اسلام
مرتدّ شده است، در اینصورت دیگر این نفس محترمه نیست و حکم إرتداد و حکم به قتلش صادر میشود؛ یا در زمین فساد کرد و امثال اینها.
(نفس محترمهای را نکشید)؛ چه نفس خودتان و چه نفس غیر خودتان. انسان در شریعت اسلام مختار نیست خودش را بکشد و بگوید: من از جان خودم سیر شدهام و میخواهم خودم را بکشم! چنین حقّی به انسان داده نشده است. اگر انسان إنتحار کند، در جهنّم مخلّد است؛ چون انسان مالک خودش نیست. این اختصاص به قانون الهی دارد، و در هیچیک از قوانین دنیا نیست که إنتحار حرام است؛ وقتی کسی إنتحار کرد، کدام قانون میتواند جلوی او را بگیرد؟! این إنتحار کرد و خودش را کشت! قوانین ظاهری متکفّل امر باطن نیست و نمیتواند باشد! هیچیک از قوانین ظاهری متکفّل امر باطن نیست، امّا قانون باطن یک امر دیگری است؛ میگوید: ای انسان، تو مالک خودت نیستی، کما اینکه مالک چیزهای دیگر هم نیستی! خدا مالک تو و مالک چیزهای دیگر است؛ و خدا به تو اجازۀ إنتحار نداده است و گفته است: اگر خودکشی کنی در جهنّم مخلّد خواهی بود![١]
(وَلَا تَقتُلُواْ ٱلنَّفسَ ٱلَّتي حَرَّمَ ٱللَهُ إلَّا بٱلحَقّ)؛ نفس خود انسان هم نفس محترمه است، و نفس دیگر هم نفس محترمه است؛ پس انسان نمیتواند بکُشد.
کیفیّت قصاص در اسلام
(وَمَن قُتلَ مَظلُومٗا فَقَد جَعَلنَا لوَليّهۦ سُلطَٰنٗا فَلَا يُسرف فّي ٱلقَتل إنَّهُۥ كَانَ مَنصُورٗا)؛[٢] «اگر کسی را بیگناه کشتند، ما برای ولیّ دم او قدرت و سلطان و حقّ قصاص قرار دادیم که بتواند قاتل را بکشد.»
(وَلَكُم في ٱلقصَاص حَيَوٰةٞ يَـٰٓأُوْلي ٱلأَلبَٰب).[٣]
(فَلَا يُسرف فّي ٱلقَتل)؛ «حالا ولیّ دم که میخواهد این شخص قاتل را
[١]. رجوع شود به رسالۀ نکاحیّه، ص ٢٤ ـ ٢٧.
[٢]. سوره إسراء (١٧) آیه ٣٣.
[٣]. سوره بقره (٢) آیه ١٧٩. امام شناسی، ج١٢، ص ٢٧٣:
«ای صاحبان خرد و اندیشه، از برای شما در قصاص، زندگی و حیات است.»