مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١١٢ - نحوۀ مدارا با والدین پیر و فرتوت
سر صدا و ناله میافتد و داد بیداد میکند، و ما اسمش را غُرغر میگذاریم! امّا بهحساب آیه، غُرغر نیست، بلکه استعداد رفته است و سر صدایش بلند شده است. مثل این ماشینهایی که کهنه شده و در و زوارش در رفته است، تا بخواهی این ماشین را راه بیندازی صدا میکند! شما هرچه بیایید و این ماشین را نصیحت کنید که آقاجان من، عزیز من، آخر چرا اینچنین شدی؟! تو در این دنیا عمر کردی تا کمال پیدا کنی؛ آن روز که تو را از کمپانی آوردم، وقتی آدم سوارت میشد مثل حجلۀ عروس میرفتی! حالا چطور شده است که تا انسان گاز میدهد: قار، قار، قار! این چه حسابی است؟! این ماشین جواب انسان را میدهد: آقاجان پیر شدهام!
نحوۀ مدارا با والدین پیر و فرتوت
خدا مرحوم آقا شیخ محمّد بهاری را رحمت کند! آقای میرزا محمّد مجاهد برادر عیال ایشان و پسر خالۀ ما ـ که از علمای نجف و نوۀ مرحوم آخوند ملاّحسینقلی همدانی بود و همان شخصی بود که در سنّ نود سالگی به اینجا آمد و فوت کرد ـ ایشان گفتند:
ایشان یک روز در نجف در دکّان سبزیفروشی بود، ما هم رفته بودیم سبزی بخریم و دیدیم که او هم ایستاده است تا سبزی بخرد. گفتم: آقا حال شما چطور است؟ گفت: «آه! آقا نگو! حال کجاست؟! نه کمر داریم و نه قوّه داریم، هیچ چیزی نداریم!» بعد این شعر را برای من خواند:
|
در جوانی کسی به من میگفت |
شیر اگر پیر هم بود شیر است |
|
|
چون به پیری رسـیدم و دیـدم |
پیر اگر شیر هم بود پـیر است[١] |
بنابراین ما وقتی پیر و شکسته و مریض میشویم، به سر صدا میافتیم. اگر رانندۀ این ماشین وقتی دید این ماشین غُرغُر میکند، پایین بیاید و عصبانی بشود و دوتا لگد هم به این ماشین بزند، هم پای خودش را به درد آورده است و هم ماشین را خراب کرده است! این شخص باید اینجای ماشین را نگاه کند، آنجایش را نگاه کند، روغنش را بریزد، دستمال بمالد، پیچش را باز کند، بعضی جاهایش را عوض کند،
[١]. منسوب به سنائی.