ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٢ - الف پيمان شكنى
مورد خشم خداست! يا اينكه هر كس مسلمان شود، زنش، پسر و اسبش، كرّه نمىآورد! البتّه به دليل آنكه آب و هواى مدينه به طور معمول، با تازه واردان سازگار نبود و موجب بيمارى- از جمله نوعى «مالاريا»- مىشد، پيامبر (ص) دعا كرد و دستور داد كه از گياه سير استفاده كنند تا بيمارى مزبور برطرف گردد.
پس از جنگ بدر، توطئههاى يهوديان «بنى قينقاع» افزايش يافت تا اينكه با تحريك و توهين به زن مسلمان در بازار مدينه، يك نفر كشته شد و آنان با مسلمانان درگير شدند و پيامبر (ص) را تهديد نمودند كه جنگ با مردم مكّه تو را فريب ندهد؛ آنان مرد جنگ نبودند، ما اگر با تو جنگ كنيم، نشان خواهيم داد كه جنگ چيست! ٦
اين كارها از جمله عملكردها و خيانتهاى بىشمار يهوديان بود كه بر ضدّ پيامبر اكرم (ص) انجام دادند؛ در حالى كه پيامبر گرامى (ص) در آغاز مىكوشيد به گونهاى مسالمتآميز و با رأفت و مدارا، با آنان همزيستى كند؛ امّا ظاهراً يهوديان اهل مدارا و صلح و همزيستى نبودند. بدين روى، همواره به كارشكنى، خيانت، نقض پيمان و همكارى با دشمنان آن حضرت مىپرداختند. بدينسان، پيامبر اعظم (ص) ناگزير از برخورد و درگيرى با آنان گرديد.
پيامبر (ص) دو پيمان عمومى و خصوصى با بزرگان يهوديان مدينه، بنى قريظه، بنى نظير و بنى قينقاع منعقد نمود؛ امّا آنان ضمن نقض پيمانهاى خود، دست به اقداماتى همچون حمايت از مشركان، تفرقهافكنى ميان مسلمانان، ايجاد ترديد در ميان مسلمانان، تحريف، تمسخر و فريب زدند. از همه مهمتر اينكه تصميم به نابودى و از بين بردن اساس اسلام گرفتند و به خصوص در جنگ احزاب، بسيار كوشيدند كه كار مسلمانان را يكسره سازند. اين نوع عملكردها موجب شد كه باقى ماندن يهوديان در مركز حكومت اسلامى خطرآفرين تلقّى گردد. از اين رو، بايد مناسبات مسلمانان با يهوديان به درستى مشخّص مىگرديد و مسلمانان از اين جبههداخلى كه در درون شهر مدينه قرار داشت، به نحوى احساس امنيّت مىكردند. بر اين اساس، پيامبر اعظم (ص) مذاكراتى را با آنان آغاز كرد كه اثرى نداشت و سرانجام، كار به درگيرى و جنگ كشيد. در ذيل، به اين درگيرىها و علل آنها اشاره مىشود:
١. غزوه بنى قينقاع
يهوديان «بنى قينقاع» از همهيهوديان جنگجوتر بودند؛ آنان ٧٠٠ مرد جنگى داشتند، شغلشان زرگرى بود و با رسول خدا (ص) پيمان سازش و عدم تعرّض امضاء كرده بودند؛ امّا پس از واقعهبدر، از راه نافرمانى و حسد درآمدند و پيمان خود را نقض كردند.
دلايل درگيرى با آنان عبارت بودند از:
الف. پيمانشكنى:
از مهمترين دلايل درگيرى پيامبر اعظم (ص) با يهود به طور كلّى، پيمانشكنى آنان بود. به تصريح تمام مورّخان، نبردهاى رسول خدا (ص) با يهوديان پس از پيمانشكنى آنان اتّفاق افتاد. جنگ با بنى قينقاع پس از بدر، جنگ با بنى نضير پس از احد و جنگ با بنى قريظه پس از احزاب بود. پس از جنگ بدر، زمانى كه رسول خدا (ص) شنيد يهوديان بنى قينقاع پيمانشكنى نمودهاند، خواستند بار ديگر آنها را بيازمايند. بدين روى، عدّهاى را به دنبال آنها فرستاده و آنها را در بازار بنى قينقاع گرد آوردند و به آنان فرمودند:
«اى گروه يهود! از آنچه بر سر قريش آمد، بترسيد و اسلام آوريد!» بزرگان طايفه در جواب رسول خدا (ص) گفتند: اى