ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ٧ جامعه اى كه در اثر ظلم، آثار حيات از او رخت بر بسته و در تاريكى غوطه ور است، با گسترش عدل به روشنى و حيات واقعى دست مى يابد
«منظور از مُردن زمين، كفر اهل آن است و كافر مرده است. خداوند به وسيله قائم زمين را زنده مىكند، در آن عدالت برپا مىكند. سپس زمين زنده مىشود، اهل زمين نيز پس از مرگشان زنده مىشوند.»[١]
روايت دوم: از امام حسين (ع) روايت شده كه فرمودند:
«ما دوازده مهدى داريم. اوّل آنها اميرالمؤمنين، على بن ابىطالب (ع) و آخر آنها، نُهمين فرزند من است. او امامى است كه قيام به حق مىنمايد، خداوند زمين را پس از آنكه مُرده باشد، به وسيله او زنده مىكند و هم به وسيله او دين حق را بر همه اديان غالب مىگرداند، هر چند مشركان نخواهند ...»[٢]
روايت سوم: محمّد حلبى از امام صادق (ع) درباره قول خداوند «اعْلَمُواأَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها؛ و بدانيد كه خدا زمين را، زنده پس از مرگش مىكند.» پرسيد: فرمودند: «يعنى عدل پس از جور.»[٣]
روايت چهارم: امام موسى بن جعفر (ع) درباره سخن خداوند «يحْى الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» فرمودند: «مراد اين نيست كه خداوند زمين را به وسيله باران زنده مىكند؛ بلكه مردانى را برمىانگيزد كه عدالت را احيا مىكنند، زمين با احياى عدالت زنده مىشود. اقامه عدل در زمين از چهل روز باران نافعتر است».[٤]
اين روايات زندگى و بهار ديگرى را ترسيم مىكنند كه به دست آخرين حجّت الهى تحقّق مىيابد و به دست او زمينى كه با ستم، خاك مرگ بر او ريختهاند، با حاكميت عدل و داد، حيات تازهاى در كالبد جامعه ايجاد مىكند. به تعبير آيت الله جوادى آملى:
مىتوان مرگ زمين را دوران ستمزدگى و جهل و كفر و نفاق بشر در سطح بين المللى دانست و هنگامه پر بركت ظهور و قيام نورانى آخرين امام معصوم (ع) را حيات معنوى و بهار حقيقى زمين ناميد كه با آمدنش همه ستمها و ظلمتها از صفحه روزگار برچيده مىشود و نَفَس مسيحايى او جهان خفته در كفر و شرك را بيدار و زمينِ لبريز از بيداد را از عدل و داد، سرشار مىسازد.[٥]
بنابراين، همان طور كه آب زمينهساز خلقت موجودات زنده مىباشد «وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ؛[٦] و هر چيز زندهاى را از آب پديد آورديم، آيا [باز هم] ايمان نمىآورند.» حجّتهاى الهى در زمين نيز مظهر آب روانى هستند كه حيات معنوى را براى جامعه به ارمغان مىآورند. اين حيات معنوى اينگونه ظاهر مى شود كه:
با دم مسيحايى پيشوايان دينى، معنويت در سايه توحيد و خداپرستى جايگزين شرك و گناه مىشود.
با تعليم كتاب و حكمت جهل و خرافات از جامعه زدوده مىشود.
و بالأخره در سايه تلاش و مجاهدتهايى كه در سايه رهبرى حجّتهاى الهى در زمين صورت مىگيرد، جهان پر از ستم از بين مىرود و عدالت فراگير مىشود.
به اميد آن روز ...
پىنوشتها:
[١]. سوره حديد (٥٧)، آيه ١٧.
[٢]. سوره نحل (١٦)، آيه ٦٥.
[٣]. سوره روم (٣٠)، آيه ٥٠.
[٤]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٥٥.
[٥]. سوره فرقان (٢٥)، آيه ٥٨.
[٦]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٨.
[٧]. سوره حج (٢٢)، آيه ٦٦.
[٨]. سوره جاثيه (٤٥)، آيه ٢٦.
[٩]. سوره ق (٥٠)، آيه ١١.
[١٠]. سوره بقره (٢)، آيه ١٧٩.
[١١]. سوره انفال (٨)، آيه ٢٤.
[١٢]. سوره نحل (١٦)، آيه ٩٧.
[١٣]. سوره بقره (٢)، آيه ١٥١.
[١٤]. همان، آيه ٢٦٩.
[١٥]. سوره انعام (٦)، آيه ١٢٢.
[١٦]. سوره حديد (٥٧)، آيه ١٦.
[١٧]. مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ٢٤، ص ٣٢٥.
[١٨]. همان، ج ٥١، ص ١٣٣.
[١٩]. همان، ج ٧٢، ص ٣٥٣.
[٢٠]. وسائل الشّيعه، ج، ٢٨ ص، ١٢.
[٢١]. حيات حقيقى انسان در قرآن، ص ١٣٢.
[٢٢]. سوره الأنبياء (٢١)، آيه ٣٠.