احوال و اقوال شيخ ابوالحسن خرقانى - مينوى، مجتبى - الصفحة ٩ - ديباجه
تربت شيخ ابو الحسن خرقانى در آن موضع است.
(نزهة القلوب مستوفى چاپ لسترينج، ذيل باب نوزدهم در ذكر ديار قومس و طبرستان، ص ١٦٢).
شوارتز در كتاب خويش بنام «ايران در قرون وسطى» خرقان آورده و اقوال سمعانى و صاحب تاج العروس (ج ٦ ص ٣٣٠ س ٢٢) را سند آورده و بر حسب نقل ياقوت (ج ٣ ص ٤٢١ س ١٣) از قول حازمى تلفّظ خرّقان را هم نقل كرده و نيز گفته است كه در قزوينى بضبط قلم خرقانى آمده است (ص ٨٢٢). ساير مطالب او همانهاست كه پيش ازين نقل شد.
متأخّرين و معاصرين ما، رضا قلى خان هدايت در مجمع الفصحا، مؤلّفين نامه دانشوران، معصومعلى شاه در طرايق الحقايق، ملكالشّعراى بهار در سبك شناسى، دكتر صفا در تاريخ ادبيّات در ايران، مظاهر مصفّا در حواشى بر مجمع الفصحا، و مرحوم دهخدا در لغت نامه[١]، اخبارى در خصوص ابو الحسن خرقانى نقل كرده و بعضى رباعيّات هم به او نسبت دادهاند كه بنده در صحّت نسبت آنها شك دارم. از قرارى كه استاد عبد الحىّ حبيبى در حواشى خود بر طبقات انصارى نوشته است ذكر ابو الحسن خرقانى در سفينة الأوليا و در خزينة الأصفيا نيز آمده، ولى بنده بدين دو كتاب دسترس نيافتم.
مطالب منقول از كتب قدما را بر حسب ترتيب تاريخى تأليف آن كتب مرتّب كرده و شمارهگذارى كردهام تا بتوان در فهرست مندرجات كتاب به اين شمارهها ارجاع داد. پس از نقل اقوال ايشان متن كتاب منتخب نور العلوم را مىآورم و متون را به مناجاتى ختم مىكنم كه از قول ابو الحسن خرقانى در
[١]- علىّ بن جعفر كه در بعضى از اين كتابها آن را اسم ابو الحسن و پدرش گفتهاند ظاهرا غلط و على بن احمد صحيح است.