احوال و اقوال شيخ ابوالحسن خرقانى - مينوى، مجتبى - الصفحة ٨ - ديباجه
است در ولايت قومس در چهار فرسنگى بسطام[١]، و حال آنكه خرّقان بخشى از ولايت جبال است. ولى اينكه نيكلسن مىگويد ضبط خرقان را ياقوت در معجم البلدان و مستوفى در نزهة القلوب تأييد مىكنند درست نيست[٢]. ذيلا اقوال جغرافيانويسان را عينا مىآورم:
خرقان بالتّحريك و بعد الرّاء قاف و آخره نون قرية من قرى بسطام على طريق استراباد بها قبر ابى الحسن على بن احمد، له كرامات و قد مات يوم عاشوراء سنة ٤٢٥ عن ٧٣ سنة و قال السّمعانى خرقان اسم قرية رأيتها و هى فى سفح جبل ذات اشجار و مياه جارية و فواكه حسنة* و قال الحازمى هو خرّقان بالتّشديد.
(معجم البلدان چاپ ووستنفلد ج ٢ ص ٤٢٤، جمله بين دو ستاره در انساب چاپى نيست.).
خرقان مدينة بقرب بسطام بينهما اربعة فراسخ ينسب اليها الشيخ ابو القسم (كذا) الخرقانى من المشايخ الكبار المذكور فى طبقاتهم له بخرقان قبر ذكروا أنّ من حضر هناك يغلبه قبض شديد جدّا.
(آثار البلاد چاپ ووستنفلد ص ٢٤٣).
خرقان ديهى است از توابع بسطام هواى خوش و آب فراوان دارد و از مزار اكابر
[١]- در تذكرة الأوليا، ج ٢ ص ٢٠٣، آمده است كه رفت و برگشت ميان خرقان و بسطام سه فرسخ راه بوده است. و در جاى ديگر( ج ٢ ص ٢٠٢) گويد ميان خرقان و بسطام سه فرسخ راه است. ذكر خرقان در دلائل الامامة ص ٣١٦ نيز آمده است.
[٢]- لسترينج در جاى ديگر( ص ١٩٦) مىگويد: در شمال همدان بخش درگزين واقع است و باز در شمال درگزين بخش خرّقان كه آن را غالبا خرّقانين( دو خرّقان) مىنامند. اين بخش داراى دههاى بسيار است( مستوفى در نزهة القلوب آنها را نام برده) و شهر عمده آنجا آوه بوده است كه هنوز هم هست و آن را آبه همدان مىنامند تا با آوه ساوه اشتباه نشود.