احوال و اقوال شيخ ابوالحسن خرقانى - مينوى، مجتبى - الصفحة ٧٥ - ذكر شيخ ابو الحسن خرقانى از تذكرة الاوليا
٣١٣ و گفت: اگر مؤمن را زيارت كنى بايد كه ثواب آن به صد حجّ پذيرفته ندهى كه زيارت مؤمن را ثواب بيشتر است از صد هزار دينار كه به درويشان دهى. چون زيارت مؤمن كنى به اعتقاد گيرى كه خداى، تعالى، بر شما رحمت كرده است.
٣١٤ و گفت: قبله پنج است: كعبه است كه قبله مؤمنانست، و ديگر بيت المقدّس كه قبله پيغامبران و امّتان گذشته بوده است، و بيت المعمور به آسمان كه آنجا مجمع ملائكه است، و چهارم عرش كه قبله دعاست، و جوانمردان را قبله خداست فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ.
٣١٥ و گفت: اين راه همه بلا و خطر است، ده جاى زهرست، يازدهمين جاى شكرست.
٣١٦ و گفت: تا نجويندت مجوى كه آنچه جوئى چون بيابى به تو ماند و چون تو بود.
٣١٧ و گفت: بهرمندتر از علم آنست كه كار بندى، و از كار بهتر آنست كه بر تو فريضه است.
٣١٨ و گفت: چون بنده عزّ خويش فرا خداى دهد خداى، تعالى، عزّ خويش بر ان نهد و باز به بنده دهد تا به عزّ خدا عزيز شود.
٣١٩ و گفت: خردمندان خداى را به نور دل بينند، و دوستان به نور يقين، و جوانمردان به نور معاينه.
٣٢٠ پرسيدند كه «تو خداى را كجا ديدى؟» گفت «آنجا كه خويشتن نديدم.»
٣٢١ و گفت: كسانى بودند كه نشان يافت دادند و ندانستند كه يافت محالست، و كسانى بودند كه نشان مشاهده دادند و ندانستند كه مشاهده حجابست.
٣٢٢ و گفت: هر كه بر دل او انديشه حقّ و باطل درآيد او را از رسيدگان