در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٩ - ادله عقلى بر محال بودن ديدن خداوند

اينها مهمترين قواعد و اصول ديدن با چشم است. حال بايد ديد اين اصول در بحث ما چه اقتضايى دارند؟

بنابر قاعده اوّل، آنچه با حسّ بينايى ديده مى‌شود، ضرورتاً بايد محسوس باشد، در حالى كه اين امر با واجب الوجود كه همه بر عدم جسميّت آن اتّفاق نظر دارند، سازگار و منطبق نيست.

بنابر قاعده دوّم، اگر ديدن خداوند سبحان امكان‌پذير بود، مى‌توانستيم بدون تكلف و سختى، او را ببينيم و توانايى خوددارى از ديدن او را نداشتيم، امّا از آن جا كه با چشم خدا را نمى‌بينيم، پس خدا از امورى است كه ديدن آنها غير ممكن است.

بنابر قاعده سوّم، اگر خداوند متعال از امورى باشد كه بتوان با چشم، ديد، لازمه‌اش اين است كه مؤمن و كافر، هر دو او را ببينند و معنايى ندارد اشاعره ديدن خداوند را فقط به مؤمنان اختصاص دهند.

و بنابر قاعده چهارم، اگر خداوند متعال از امورى باشد كه ديدنشان ممكن است، لازمه‌اش اين است كه: بيننده او را در هر زمانى ببيند، پس معنا ندارد كه اشاعره ديدن خدا را فقط به آخرت اختصاص دهند.

امّا اين ادّعاى اشاعره كه اوضاع آخرت با اوضاع اين دنيا متفاوت خواهد بود، بايد در طى سه احتمال بررسى شود: