در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨١ - ادله عقلى بر محال بودن ديدن خداوند
علاوه بر حفظ ويژگيهاى خود، ويژگيهاى جديد ديگرى كه به كمالات او مىافزايند، به دست مىآورد.
همچنين با احتمال دوّم كه گوياى گسسته شدن ملازمه بين حقايق هستى است نيز سازگار نيست؛ زيرا گسسته شدن ملازمهها اگر ذاتاً محال باشد، يا مستلزم امر محالى باشد، به احتمال اوّل بر مىگردد و اگر ذاتاً ممكن باشد و امر محالى را در پى نداشته باشد، به احتمال دوّم باز مىگردد.
(از سويى) وقتى بين تفكيك آتش از گرما و تفكيك ديده شدن از جسميّت، مقايسه مىكنيم در مى يابيم كه ميان اين دو، يك تفاوت جوهرى وجود دارد. جدايى آتش از گرما ذاتاً ممكن است و امر محالى را درپى ندارد و تنها مستلزم لغو شدن يكى از قوانين اين هستى- كه پيوند معيّنى ميان گرما و آتش برقرار مىكند- است. اين پيوند معيّن در آتشى كه براى حضرت ابراهيم (ع) برافروخته شد، عملًا لغو گرديد؛ بنابراين، لغو شدن اين قانون، امرى ممكن و قابل تصوّر است، در حالى كه جدايى ديده شدن از جسميّت، امرى غير قابل تصوّر است و همان طور كه در كلام ابو زهره گذشت، عقل نمىتواند ديده شدن و منزّه بودن از جسميّت را يك جا و با هم تصوّر كند، همچنان نمىتواند يك مربّع با سه زاويه را تصوّر كند، اين ناتوانى در امورِ محال وجود دارد، نه در امور ممكن.
بنابراين، تفكيك بين ديده شدن و جسميّت، امرى است كه مستلزم يك دگرگونى از نوع احتمال اوّل است و چون احتمال اوّل