در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٩ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند
مىآيد و نه با تأمّل و انديشيدن؛ بنابراين، ما اين صفات را براى خدا ثابت مىدانيم (درعين حال) تشبيه را از او نفى مىكنيم، همان گونه كه خودش آنها را از خود نفى كرده و فرموده است: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ؛ چيزى مانند او نيست.[١]
بيهقى با سندى صحيح، از احمد بن ابى الحوارى، از سفيان بن عيينه نقل كرده است: هر وصفى كه خداوند در قرآن كريم درباره خود آورده است، تفسيرش اين است كه آن را تلاوت كنيم و نسبت به آن ساكت باشيم.
ابو بكر ضبعى گفته است: اهل سنّت درباره آيه: الرَّحْمنِ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى قايل به عدم كيفيّت هستند و سخنان گذشتگان در اين باره بسيار است.
شافعى و احمد بن حنبل نيز بر اين عقيده هستند.
ترمذى در كتاب الجامع به دنبال حديثى از ابو هريره درباره نزول خداوند از عرش، گفته است:
خداوند، همان گونه است كه خودش در قرآن وصف نموده است. بسيارى از علما نيز در باره اين حديث و صفات مشابه آن چنين گفتهاند.
او در باب فضيلت صدق گفته است: اين گونه روايات، ثابت و درست است و ما بدون هيچ توهّم و ترديدى به آنها عقيده داريم و نمى
[١] - شورى( ٤٢): ١١.