در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٥ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند
بنابراين، احاديثى كه اهل سنّت براى اثبات ديدن خداوند از پيامبر نقل مىكنند، يا جعلى و دروغ و يا سند آن ضعيف و يا خبر واحد است كه در مسائل عقيدتى به آنها استناد نمىشود.[١]
عامل دوّم، از نظر زمانى، پس از عامل اوّل است؛ زيرا دوره تدوين و پيدايش علوم شرعى و شكلگيرى نظريّههاى دينى درچارچوبهاى نظرى معيّن از اواخر قرن نخست هجرى؛ يعنى از دوره تابعين به بعد، آغاز شد. با شروع اين دوره گرايشهاى متعدّدى پديد آمد، از جمله گرايش اهل حديث كه به آنها لقب «حشويّه» دادهاند؛ زيرا به سطحى نگرى خشك، معروف هستند و ظاهر الفاظ را بر مفهوم و محتواى آنها ترجيح مىدهند.
پيدايش اين گرايش به منزله عكس العملى شديد در برابر مكتب قياس بود كه به دست ابو حنيفه و ديگران در كوفه شكل گرفت. تجسيم و تشبيه و امكان ديده شدن خداوند، از بارزترين ويژگيهاى مكتب اهل حديث بود؛ زيرا طرفداران اين مكتب مىديدند كه ظاهر برخى از متون دينى، بيانگر تجسيم و ديده شدن خداوند است و از اين رو، قايل به تجسيم و ديدن شدند، سپس با متون دينى ديگرى برخورد
[١] - براى توضيح بيشتر ر. ك: كلمة حول الرؤية، سيّد عبدالحسين شرف الدين: ٦٦- ٦١؛ بحوث فى الملل والنحل، شيخ جعفر سبحانى: ٢/ ٢٢٦- ٢٢٢؛ دفع شبه التشبيه بأكف التنزيه، ابن جوزى.