در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٢٧ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند

در اين هنگام عمر خنديد و گفت: اين است پاسخ درست و علم و دانش اين چنين است نه آن گونه كه تو دارى اى كعب! خدا كند پس از ابا حسن (ع) زنده نمانم».[١]

در صحيح بخارى، عامر از مسروق نقل كرده است كه:

«به عايشه گفتم: اى امّ المؤمنين! آيا محمّد (عليهما السلام) پروردگارش را ديده است؟ عايشه گفت: از آنچه گفتى مو بر تنم راست شد. هر كس از سه چيز با تو سخن گفت (بدان كه) دروغ گفته است؛ هر كس گفت: محمّد (عليهما السلام) پروردگارش را ديده است، دروغ گفته است، سپس اين آيه را خواند:

لَّا تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ.[٢]

«چشمها او را در نيابند و اوست كه ديدگان را در مى‌يابد و او لطيف آگاه است».

... وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ ....[٣]


[١] - بحار الأنوار: ٤٤/ ١٩٤.

[٢] - انعام( ٦): ١٠٣.

[٣] - شورى( ٤٢): ٥١.