نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥ - تعصبات غير مذهبى
رابعا، هر كس به مذهب مورد عقيده خود پس از احراز صحت آن توسط دليل معتبر بايد پابند باشد ولى نبايد درباره آن و پيشوايان خود و حتى درباره انبيا (ع) غو و از حد معقول تجاوز كند، و همچنان نبايد درباره مذاهب ديگر تعصب نمايد بلكه آنان را معذور بداند تا زمينه همكارى در زندگانى معنوى و مادى بين اصناف مردم بوجود آيد و زندگانى اجتماعى شيرين گردد.
خامسا، محبت قلبى مسلمانان با دشمنان كافر آنان حرام است ولى معاشرت نيكو و حسن اخلاق با كفاريكه دشمنى ندارند بلا مانع است. و در شريعت بغض و كينه كسى واجب نشده، مسلمان از اعمال بد متنفر و دشمن بديها است، و بيزار از منكرات.
سادسا، غاليان و متعصبان مردم كمعقل و يا مغرض و مزدور هستند و در اعمال شخصى خود غالبا فاقد اخلاق و تقوى ميباشند. شخص هوشمند هيچگاه دچار غلو و تعصب نمىشود و فرد متدين اوّل از همه به اصلاح حال خود مىپردازد و وظيفه خود را تنها در عيبجوئى ديگران خلاصه نمىكند.
سابعا، تعصّبات ملّى و نژادى و لسانى و حزبى و قبيلهاى نيز عقلا و شرعا بىاساس و نشانه كمعقلى و گاهى دام سياست باز ان فاسق است كه نبايد آدم هوشيار خود را اسير آن بسازد.
ثامنا، امتياز يك فرد بر فرد ديگر يا امتياز يك جامعه و ملت بر جامعه و ملت ديگر به دانش و تقوى است و در اين راه بايد بتلاش و رقابت پرداخت نه به افتخار.