نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣ - تعصبات غير مذهبى
عقل است و مورد پسند عقلا و دانايان بشريت و بايد آنرا معيار قرارداد.
٢- تعصبات ملّى: كه دولتها آنرا بملتهاى خود تلقين ميكنند و منظور از آن بقاى حكمرانى آنان است و نتيجه آن بجان هم افتادن ملتهاى ناآگاه، بطور نمونه كشورهاى عربى را در عصر حاضر بمطالعه كنيد، عربها داراى يك نژاد و زبان هستند و غالبا دينشان نيز ولو در حد ادعا يكى است كه اسلام باشد ولى حكومتها براى ابقاى خود و جلوگيرى از وحدت مردم عرب نژاد مسلمان چه حيلهاى را بكار ميبرند، بر حيله بسيار ساده و احمقانه ولى رايج، نام عراق نام كويت نام بحرين نام اردن نام سوريه و هكذا.
زمين يك زمين است و هيچ خصوصيت معنوى در قطعات آن وجود ندارد ولى زمامداران فاسق و كاسهليسان شكمپرست آنان هزار و يك نوع سفسطه بكار ميبرند تا به مردم دانسته كنند كه سرزمين كويت مثلا چنان و چنين است و بايد براى حفظ آن سر و جان را داد و كويتى شريفتر از بحرينى است و هكذا ولى عقل سليم ميداند كه همه اين شايعات خرافات و گمراهى است و بهتر بلكه لازم است كه همه عربهاى حاشيه خليج فارس يك كشور واحد مقتدرى را تشكيل دهند كه مصالح دين و دنياىشان تضمين گردد.
افتخار كردن بنام افغانى و ايرانى و عراقى و ... مخالف دين و عقل و منافى شأن آدميت است و بايد از آن خود را دور داشت. گاهى ساكنين شهرها خود را از ساكنين اطراف برتر احساس مىكنند و به آنان بنظر پست نگاه مىكنند در حاليكه صفات اخلاقى بسيارى از دهاتيها سالمتر از عادات و اخلاق شهريان است، اشتباه است كه مجرد لباس و چربزبانى و پارهاى از تشريفات را مايه برترى قرار دهيم، حتى علم و كمال و تقوى كه ملاك برترى و افضليت مىباشند ملاك افتخار و غرور نيست بلكه عامل وقار و تواضع و احترام ديگران است.