نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢ - تعصبات غير مذهبى
پيدا كنند همانند هيتلر دنيا را به آتش نژادپرستى خود مىسوزانند يهوديها مصداق بارز اين موردند كه خود را فرزند نازدانه و رشيد خدا ميدانند و خيال ميكنند سائر انسانها براى آنان آفريده شده است سفيد پوستان غربى با سياهپوستان، تاريخ بسيار زنندهاى دارند، عربها خود را از ديگران برتر حس ميكنند عدهاى از ايرانيها در مقابل افغانيها و پاكستانيها و هنديها (نه در مقابل غربيها) يكنوع غرور خاص بخود را دارند، كه عملكرد جمعى از آنان حتى در حوزه علميه نجف اشرف نيز براى طلاب افغانى و غير ايرانى زننده و غير قابل تحلم بوده و روش آنان با مهاجرين مسلمان افغانى در طول ساليان انقلاب اسلامى افغانستان خاطرات بسيار تلخى را در اذهان بجا گذاشته است كه شايد در اين مورد كتابهائى تاليف گردد. و هكذا
افراد انسان بهر نژادى كه باشند انسان هستند و تفاوتى ندارند، همه جا خوب و بد پيدا ميشود و ما نبايد بمرض نژادپرستى و تعصبات نژادى مبتلا شويم و بر خود و ديگران ستم كنيم اين جمله قرآن را اصل قرار بدهيم كه اى مردم ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را دسته دسته و قبيله قبيله قرار داديم تا همديگر را بشناسيد همانا گرامىترين شما نزد خدا متقىترين شما است.
نژادها، و غيره وسائل معرفت و شناسائى است و تاثيرى در ارزش انسان و برترى او ندارد تنها دو چيز سبب برترى افراد بر يكديگر است
١- علم و كمال، هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ آيا آنانيكه ميدانند با آنانيكه نمىدانند برابرند.
٢- تقوى، (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ) تقوى عبارت از دورى از گناهان و بديها و انجام وظائف قانونى است
اين ملاك برترى كه قرآن آنرا بيان ميدارد مطابق فطرت آدمى و قانون