نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠ - تعصّبات
خداوند بر او غضب ميكند غضب مكن.
دين را كه عامل محبت بين متدينين است آله بغض و كينه و عداوت قرار ندهيم فلسفه دين انس و اتحاد است، متعصبين آنرا وسيله تفرقه و جدائى قرار ميدهند، دين براى اصلاح حال بشر است نه بهانه خونريزى و فساد و تباهى.
من از كتب يهود و نصارى اطلاعى ندارم ولى قرآن مجيد محبّت با كفار را كه دشمن مسلمانان هستند حرام مىداند (لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ ...) ولى گرفتن و محل اسرار قرار دادن آنها نيز در قرآن مجيد منع شده است.
شايد عمدهترين آية در اين مورد آية ٨ و ٩ سوره ممتحنه باشد كه مىفرمايد: خداوند شما را نهى نمىكند از كسانيكه با شما نجنگيدهاند از خانههايتان بيرونتان نكردهاند كه با آنان نيكوئى و قسط نمائيد تنها شما را از آنانيكه با شما جنگيدهاند و از خانههايتان بيرونتان كردهاند و بر بيرون كردن شما همكارى كردهاند نهى مكند كه با آنان دوستى نمائيد (يا ولى بگيريد) ...
در اين دو آية تولّى با كفار مقاتل ضرررسان حرام و نيكوئى و قسط با كفار غير مقاتل و ضرررسان جايز قرار داده شده است و در جاى ديگر فرموده است وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً با مردم نيگو بگوئيد، ولى حكم محبت با كفاريكه دشمنى با مسلمانان ندارند در اين دو آية نيامده است و در اين مورد به حدود الشريعة نگارنده مراجعه شود.
بهر حال محبت قلبى با دشمنان دينى مطلبى است و حسن معاشرت و ادب اجتماعى در گفتار و رفتار مطلب ديگر كه بايد مواظب فرق آن بود و اما محبت با پيرون سائر مذاهب اسلامى و همكارى و حسن مراوده با آنان مانعى ندارد