نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٨ - (١٩) اقسام آزادى و حدود آن
٣- آزادى اخلاقى يعنى رها شدن نفس آدمى و اراده او از هوسهاى ناپاك و پليديها بسوى نور و پاكىها.
|
در پس آئينه طوطىصفتم داشتهاند |
آنچه استاد ازل گفت بگو، آن گويم |
|
اين شعر و امثال آنرا نبايد بر جبر حمل كرد كه: اين نه جبر است بلكه اين جبّاريست! بعارف مريضى گفتند دوا ميخواهى گفت نه، گفتند دوست دارى صحت يابى گفت نه، گفتند ميل دارى مريض باشى گفت نه گفتند تو چه ميخواهى گفت من بندهام و بنده جز خواست معبود خود خواستى ندارد، هر چه او بخواهد همان خواهم!
|
بحلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقيست |
به ارادت بكشم درد كه درمانم از اوست |
|
مؤمنين پاكدل نيز واجبات را بجا آورده و محرمات را ترك ميكنند ولى با سختى و گاهى با كراهت امّا مرد آزاده احساس كراهت نميكند، او در دل كينه و عداوت و قصد اجراى شهوت، غضب و حرام را ندارد، نيت او پاك شده او اسير نفس خود شده است و از اسارت هر چه بدى است آزاد شده است ميشود آنان را مخلصون (بفتح لام نه بكسر آن) ناميد، بين مخلصون (بفتح لام) و مخلصون (بكسر اللّام) فرق زيادى است هر چند كه هر دو خوبند به اين آيه مباركه توجه كنيد: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً. آن سراى آخرت را براى كسانى قرار ميدهيم كه اراده و قصد بلندى و تباهى را در زمين ننمايند! در اين آيه بحث از بجا آوردن گناه نيست بلكه از اراده و قصد آن صحبت شده است (خداوندا از تو توفيق ميخواهيم و بتو پناه ميبيرم). بلى برادر جهاد اكبر تصفيه باطن و تبديل كردن نفس اماره بنفس مطمئنه است كه راضيه و مرضيه است يعنى خدا از نفس مطمئنه راضى است و او نيز از خدا راضى است. ارزش مرد مؤمن و كرامت او و حتى انسانيت او از همين جا تبارز ميكند نه از مال و نژاد و نسب و يا اولاد و قوم او و يا منصب و شهرت و قدرت او. مغرور نشوى كه روزى