نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٧ - (١٩) اقسام آزادى و حدود آن
و در هر آن و هر لحظه از جانب پروردگار افاضه ميشود[١] ولى استعمال اين قوت و مصرف اين قدرت در اختيار بنده است، و بخاطر همين اختيار مستحق ثواب و عقاب ميشود، در روز قيامت هم از او سئوال ميكنند كه چرا فلان كار را كردى و سئوال نميكنند كه چرا بر آن قدرت داشتى يا نداشتى و بهمين مقدار سلطنت و عدالت حق محفوظ مىماند و خواننده مىتواند به صراط الحق و متافيزيك و كتب ديگر نگارنده مراجعه كند!
شعراى اين طوائف اشعار عجيب و غريبى دارند نمونه آنرا گوش كنيد:
(اختيارى):
|
اينكه گوئى اين كنم يا آن كنم |
اين دليل اختيار است اى صنم |
|
(جبرى):
|
در ميان قعر دريا تختهبندم كردهاى |
باز ميگوئى كه دامن تر مكن هشيار باش |
|
|
خدايا راست گويم فتنه از توست |
ولى از ترس نتوانم جغيدن |
|
|
به آهو هى زنى اندر دويدن |
به تازى هى زنى اندر گرفتن |
|
(امر بين امرين):
|
اشعرى و فلسفى جبر بود |
معتزل از عقل تفويضى بود |
|
در پايان ذكر اين جمله لازم است كه نه تنها استحقاق ثواب و عقاب كه صحت اصل تكليف انسان بدون اختيار غلط خواهد بود علاوتا كه اختيار عبد محسوس هم است ولى از اين بيان نبايد الغاى سلطنت حق را استنتاج كرد كه انسان همانند تمام كائنات در ابتدا و ادامه وجود و صفات و افعال خود نيازمند افاضه خداوند است و لا حول و لا قوة الّا باللّه.
[١]
|
گر فيض تو يك لحظه بعالم نرسد |
معلوم شود بود و نبود همه كس |
|
و به تعبير فلسفى: ممكنات حدوثا و بقاء محتاج به افاضه و ايجاد و ابقاء واجب الوجود است.