نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٥ - (١٦) حكومتها
حكومت منفى است، خزانه او هم از خود حدى دارد، و اين بىانصافى عموميت دارد. والدين به توقع بيجارى اولاد، شوهر به فرمايشات زوجه، سران احزاب به خواهشات اعضاء گرفتار و ناراحتند. حكومتها گاهى بخاطر افكار عمومى و گاهى بخاطر تزاحم منافع اصناف ملت و گاهى براى موازين بين المللى و زمانى بخاطر همسايهها و احيانا بعلت رضاى كمكدهندگان خارجى و وقتى از ترس اشرار واقعا دچار بيچارگى ميشوند و مردم از واقعيت امر بىخبراند و اعتراض ميگيرند، اينهم مصيبت حكمروايان است!
مرد عربى كهنه كفشى را نزد متوكّل عباسى آورد كه كفش حضرت پيغمبر اكرم (ص) است خليفه فورا كفش را بوسيده و جايزه خوبى به مردك داد، وقتى آنمرد رفت متوكّل گفت من قسم ميخورم پيغمبر اين كفش را هرگز نديده است! گفتند پس چرا آنرا بوسيديد و جايزه داديد گفت اگر چنين نمىكردم او داد و فرياد ميكرد كه خليفه متكبر شده و پيغمبر را قبول ندارد! مردم هم از نظر روانى با او همنوائى ميكردند و حرفش را قبول ميكردند و كسى از او سئوال نميكرد كه بچه دليل اين كفش كفش پيغمبر بوده است، خواستم بوسيله بوسيدن و جايزه داده شرش را از سر خود دفع كنم!