نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٤ - (١٦) حكومتها
٣- ملتها دولتها را.
٤- والدين اولاد را و اولاد والدين را.
٥- زن شوهر و شوهر زن را.
٦- همسايه همسايه را و شريك شريك را.
٧- ملّاها ضعف ديندارى مردم و مردم طمع ملّاها را.
٨- جبريها قضا و قدر الهى را و خدا جبريها را!
٩- حكومت احزاب مخالف را و احزاب حكومت را.
١٠- شكستخوردهها قسمت را و عقل شكستخوردهها را.
١١- گمراهان محيط را و محيط گمراهان را.
١٢- بدبينها سرشت آدمى را و سرشت بدبينها را.
١٣- كوچكها بزرگان را و بزرگان كوچكها را.
١٤- مردان زنان را و زنان مردان را.
١٥- متدينين بيدينان را و بيدينان متدينين را.
١٦- شرقيها غربيها را و غربيها شرقىها را.
١٧- اغنيا فقيران را و فقيران اغنيا را.
١٨- آمرين مأمورين را و مأمورين آمرين را.
١٩- انسان طبيعت را و خدا انسان را.
٢٠- مؤلف تمام اصناف انسان را بشمول خود مقصر ميداند و جهان را زيبا و خداوند را حكيم و جميل!
٤- جمعى از رعيت واقعا كه بىانصافند، اينان اصلاح همه چيز را از حكومتها خواهانند و در هر مورد بدون دليل حكومتها را متهم ميكنند، عقيده اين دسته آنست كه امكانات مادى و معنوى حكومت لا يتناهى است و حكومت بر هر چيز قادر است ولى انجام نمىدهد در حاليكه امكانات مادى و معنوى حكومت محدود است و در بسيارى از موارد واقعا قدرت