نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٣ - (١٦) حكومتها
لعنتى و ننگ فعلى مىپوسند و مىپاشند.
٢- فرق بين كشورهاى پسمانده و پيشرفته موضوع روابط و ضوابط است، وقتى ضوابط حكمفرما گردد كشور مترقى است و ميشود به آينده آن اميدوار بود و در صورتى كه روابط فاميلى و قومى و صنفى و امثال آن نافذ باشد و قانون پايمال گردد و حتى گاهى وضع قانون تابع روابط و فرمانهاى فردى و مصلحتبينى شود ديار بسوى تنزل و انحطاط رو به سرعت ميگذارد و اصلاحات فرعى و مقطعى دردى را دوا نخواهد كرد و بايد آماده اسارت، فقر، جهل، ستم و بدبختى بود و غلامى ديگران، كه سرنوشت ما مسلمانان در اعصار چنين بوده و فعلا نيز چنين است.
٣- بالاترين هنر حكومتهاى فعلى پس از بالا بردن محصول گمرك و ماليات و قيمت مواد ضرورى، سرگرم كردن مردم به شعارهاى داغ غير عملى و پيش كشيدن مسائل جزئى و ثانوى و گنده كردن آنها و جلب افكار عمومى به مداخلات موهوم بيگانگان است، شكى نيست كه دولتهاى بزرگ در امور داخلى كشورهاى كوچك مداخله ميكنن و بايد جلوى آنرا گرفت ولى دولتهاى بىلياقت ما تمام ندانمكاريها و حماقتهاى خود را نامردانه بگردن دولتهاى خارجى مىاندازند و خود را معصوم و برى الذّمه معرفى ميكنند، ملتها بايد زير اثر جو كاذب دولتها نروند و حقائق را عميقانه متوجه باشند. در افغانستان گاهى جاسوسى انگليسها بهانه حكومت براى كوبيدن آزاديخواهان قرار گرفته و بعدها جاسوسى پاكستان و ايران.
بارى برائت خود و مقصر دانستن ديگران رشته درازى دارد مثلا:
١- گنهكاران شيطان را مقصر ميدانند نه خود را ولى شيطان خود گنهكاران را مقصر مىداند.
٢- دولتها ملت خود و دولتهاى بيگانه را.