نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣١ - (١٦) حكومتها
(١٦) حكومتها
در مورد حكومت اسلامى نگارنده كتاب جداگانهاى نوشته است بنام (تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان) كه دو سه سال قبل در پاكستان طبع و بعدا در ايران تجديد طبع شده است، در اين جا توجه خوانندگان را بامور زير جلب ميكنم:
١- غالب مردم گمان ميبرند وزيران و مسئولان درجه يك حكومتها به اندازه بزرگى منصب خود عقل و كمال و سياستدانى دارند و داراى آگاهى و بصيرت كامل در كارها هستند و همين گمان باعث گمراهى آنان ميشود، من با عدهاى از پادشاهان و رئيسان جمهور و وزيران چند كشور در دوران انقلاب اسلامى افغانستان صحبت كردم و در كنفرانسهاىشان اشتراك نمودهام و درباره زمامداران و مسئولان بزرگ غرب كتابهائى را مطالعه كردهام، آنچه را كه از همه اينها توسط مشاهده و مطالعه بدست آوردهام و ميخواهم براى مزيد اطلاع خوانندگان اين كتاب تقديم كنم اينست كه غالبا اين افراد ناقص، كمفكر، قليل الاطلاعاند كه گذشته از فقدان طهارت باطن بصيرت و خبرويّت چندانى ندارند، دست اتفاق و تصادف و يا روابط و پارتىبازى آنان را به كرسى قدرت رسانيده نه عقل و زرنگى، و چون حكومتها داراى نظام و تشكيلات ثابتى است لذا كارها تا حدودى اجراء ميشود وگرنه اين اشخاص فعاليت و كاربرد كافى ندارند.
اساسا آنچه كه در جهان سياستبازان رونق بهترى دارد تشريفات پوچ، تعارفات خستهكننده، لاف و گزاف است نه حقيقتها. غرضم اينست كه ملتها نبايد امور دين و دنياى خود را به اين افراد اعتماد كنند و خود از