نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢١ - (١٥) كتاب
علم ديدم كه اگر بذكر نظريات تازه خود اكتفا ميكرد شايد كتاب او از يك جزء بيشتر نمىشد و در عوض ميتوانست كتاب يكى از دانشمندان ديگر را كه بمراتب از كتاب او مشهورتر و متقنتر و معتمدتر بود تجديد طبع نمايد كه شرعا و اخلاقا بهتر بود.
روش اكتفا به نوآورى و پرهيز از تكرار مكررات بر علاوه صرفهجوئى در نيروى انسانى و مواد استهلاكى فايده مهم علمى هم دارد زيرا آنچه كه در رقابت حساب ميشود قطر و كاغذ و عبارت كتاب نبوده مطالب جديد و تحقيقات بديع خواهد بود كه نظرها متوجه آنها خواهد شد و بدين ترتيب شكوفائى علم را ببار مىآورد. شما كتابهاى اعتقادى فلان طائفه (نام نمىبرم كه توهين نشوند) را ببينيد گاهى يك عبارت را با تمام الفاظ آن در چند كتاب مىبينيد و با اندك تعمق در مىيابيد كه اين علم در چند قرن جز تعدد كتابها هيچ انكشاف و تحول مثبتى نيافته است، تأليف براى پيش بردن و توسعه دادن علم است نه براى تكرار مكررات و دزدى نظريات ديگران!
ب- جمعى به تأليف كتاب و نشر آن شوق زياد دارند ولى نه معلومات كافى دارند و نه حوصله مطالعه را!!! اينان مانند بازرگانان مفلساند كه بقرض معامله مىكنند بلكه اين مؤلفين بدزدى قلمفرسائى ميكنند.
قوام تأليف بمطالعه و تحصيل معلومات كافى است تا كتاب مفيدى تحويل خوانندگان دهد، من به نويسندگان سفارش اكيد ميكنم كه در قبل از تأليف بايد مطالعات عميقى داشته باشند گاهى براى تأليف يك كتاب بايد يكصد كتاب مفيد ديگر را مطالعه كنند و سپس بقضاوت بنشينند.[١]
ج- كوشش شود كه كتاب باعث تفرقه مردم و موجب توهين ديگران
[١] خود نگارنده در اين كتاب خود بيك كتاب هم مراجعه نكرده مگر در يك مورد كه بيك تفسير مراجعه كرده است.