نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٠ - (١٤) خرافات
صداهاى گوناگون خود را توسط بلندگوها بلند ميكنند و مردم را بخواب نمىگذارند، گاهى در مجلس سخنرانى ده پانزده پيرمرد و بچه لا يعقل و ده نفر زن پشت پرده حضور دارند كه رساندن سخن به آنان از فراز منبر حتى به بلند كردن زياد صدا هم نيازى ندارد، ميشود به آرامى صحبت شود و همه مستمعين مستفيد گردند ولى گويا نبودن بلندگوى (لود سپكر) موجب توهين سخنران و تحقير بانى مجلس است لذا بايد گوش همسايه گان را بخراشانند و مانع خواب مريضان و اطفال و كارگران خسته و پيران افسرده شوند، هر كسى هم اعتراض كند بعنوان دشمن امام حسين (ع) معرفى ميشود اينهم نوعى از خرافات است.
٣- از بلند كردن صداهاى روضهخوانها، بياد حلقههاى ذكر صوفىنماهاى رياكار افتادم كه گاهى در حلقه ذكر كذائى آب دهان و دماغشان سرازير ميشود وضع مشمئزكنندهاى پيدا ميكنند و همه همتشان اينست كه از رفيق همپهلوى خود ضعيف ننمايند ولى در خلوت حوصله هيچ ذكرى را ندارند اينهم نوع ديگر از خرافات.
٤- من منكر كرامات اولياى واقعى نيستم ولى غالب متصوفان فعلى را جز رياكاران بىعار نمىانم عمل اينان مصداق اظهر خرافات است، تاريخ مشايخ صوفيه را بخوانيد بسيار مقيدند براى هر شيخ خود كرامت يا كرامتهائى را مىتراشند و سادهلوحان را بدان مشغول ميدارند آنقدر كرامات صوفيه زياد است كه شخص اول اسلام (ص) هم آنقدر معجزات نداشته است!!! ولى اين غافلان نميدانند كه دروغ بىحد موجب رسوائى دروغگو ميشود نه سبب تحكيم مقام او، آخر دروغ هم بايد ضابطه داشته باشد!!!
مريدان اين طائفه را تماشا كنيد غالبا مردم كمعقل و خوشباورند، انسان زرنگ پيرو خرافات و خرافهپرستان نمىشود. در مورد درويشى و