انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٦ - اهميت حواس و عقل
آزادى، هركس طبق ميل خود چيزى را مىنويسد و چيزى را مىگويد و كسى هم جلو آنها را نمىگيرد.
بعضىها كه به خود جرئت مىدهند پارا از اين فراتر مىگذارند و مىگويند، نه معنى قرآن از خدا است و نه الفاظ آن (نعوذ بالله) هردو (لفظ و معنى) از جانب پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم است. اين دسته نه تنها قرآن را قبول ندارند؛ بلكه تمام كتابهاى آسمانى را متهم مىكنند كه ساخته و پرداخته انبياء اند. اينها چنين جرئت را بخود مىدهند كه بهطور علنى قرآن را رد مىكنند. اما تعجّب از كسانىكه در اجتماع مسلمين زندگانى مىكنند و خود را مسلمان مىدانند؛ ولى باقلم و بيان، خودشان موضوع را بين مسلمانان مشتبه مىسازند. اين دسته مىگويند، معنى قرآن از خدا است ولى الفاظ از پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم است. يعنى وقتىكه معنى قرآن براى پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم وحى مىشد او طبق فهم خود آن را به الفاظ تبديل مىكرد.
در واقع اينها نيز مثل دسته دوم، منكر قرآن هستند و مىگويند كه هم لفظ و هم معنى هردو از پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم است؛ زيرا ايشان آن ظرفيت را نداشتند كه معنى را بهصورت واقعى آن بفهمد، لذا آنحضرت بر اساس ظرفيت ذهنى خود و شرايط محيط، آيات را بيان نموده است. بنا براين ما مجبور نيستيم كه آن را قبول كنيم و ما بايد قرآن را طورى معنى كنيم كه با شرايط محيطى و زمانى عصر ما سازگار باشد. در حقيقت ايندسته چيزى را مىگويند كه دسته اول بيان مىكردند؛ منتهى دسته اول بدون ترس قرآن را انكار مىكنند؛ اما دسته دوم چون از مسلمانان ترس دارند به يك نوع ديگر، منكر قرآن مىشوند.
من از جوانان عزيز كشور مىخواهم كه خود شان را مقلّد ديگران درست نكنند و هر خرافاتى را كه از كشورهاى مصر، ايران، سعودى و كشورهاى غربى به كشور ما آمد، زود قبول نكنند. وظيفه اسلامى جوانان اين است كه بايد به همه امور