انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥٧ - تفكيك حق از باطل
كنند، تا در مورد (كلمه حق) بحث و گفتگو نمايند. اين اجلاس بايد همه ساله به مدت چند روز داير شود و متخصّصين در مورد كلمه حق، تبادل افكار كنند تا معنى واقعى حق، براى همه روشن شود. ايكاش! چنين مجمعى شكل مىگرفت، تا حق از باطل تفكيك مىشد. اگر چنين كارى صورت بگيرد يقيناً وضع بشريت تغيير مىكند؛ وقتى معنى واقعى حق براى مردم روشن شود، حتماً جلو افراط و تفريط نيز گرفته مىشود.
اشتباه نشود، من ايدآليست نيستم؛ ولى بهصورت ايدآل اين پيشنهاد را مطرح مىكنم كه اگر بتوانيم، چنين مجلسى را تشكيل دهيم كه علاوه بر دانشمندان اسلامى، متخصّصين اديان و مسلكهاى مختلف ديگر نيز در آن شركت كنند، عمق مطالب بهدرستى روشن مىشود، آنها بنشينند، در تشخيص مصادق باهم صحبت كنند، حتماً نتيجهى مطلوب بهدست مىآيد. اگر چنين چيزى شكل بگيرد براى بشر روى كرهى زمين بسيار مفيد خواهد بود.
يك مرتبه موضوع تعريف حق است، كه شايد خيلى مهم نباشد؛ ولى يكمرتبه تعريف حق نيست؛ بلكه موضوع اطلاق وجود دارد، يعنى حق را اطلاق كنيم، به نفس حقيقت خارجى، چه اين حقيقت تلخ باشد و چه شرين؛ مثلا بهكسى گفته مىشود كه پسر شما فاسد شده است، يا پسر شما نماز نمىخواند، اينها واقعيتهاى خارجىاست؛ امّا واقعيتهاى تلخ. واقعيتهاى خارجى گاهى حق است و گاهى باطل. بهعنوان نمونه كسى مىگويد: كه فلان كشور توسط نيروهاى خارجى اشغال شدهاست. يا اينكه مىگويد: مردم كشورما پنجاه درصد از حقوق اوليه خود محروم هستند. اينها واقعيتهاى خارجى است؛ ولى حق نيست. در اينجا بايد عليه اين واقعيت مبارزه شود، تا اين واقعيتهاى تلخ از بينبرود. يك موقع اينگونه نيست؛ بلكه واقعيتها حق است؛ مانند اينكه بگويد فلان كشور از