انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٢ - سرانجام طغيان گرى
«سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ»
مىفرمايد: دستور دادم كه هفت شب و هشت روز بر آنها بتابد. چرا؟ براى اينكه حسوم بود. حسوم، از ماده (حسم) گرفته شده است. مثلًا به شمشير مىگويد كه اين شمشير حسام است. حسام به چيزى گفته مىشود كه بتواند اثر يك چيز را كاملًا نابود سازد. آيه مباركه مىفرمايد: اين باد حسوم بود، يعنى هم خود آنها را نابود كرد وهم آثارشان را محو نمود. براى اينكه آثار آنان كاملًا ازبين برود هفت شب و هشت روز اين باد دوام كرد. قوم عاد سركش و طغيانگر بودند و كفران نعمت كردند. لذا با چنين عذاب شديد هلاك شدند.
غرايز انسان در واقع چنان لجوج و سركش است كه حتى نسبت به خالق خود هم طغيان و سركشى مىكند. قوم عاد طغيان كردند و خداوند جل جلاله نيز آنها را به شديدترين عذاب هلاك نمود. هفت شب و هشت روز باد سرد و مسموم كننده را با صداى وحشتناك بر آنها مسلط نمود تا أثرى از آن قوم را باقى نگذارد. اين است عذاب قوم ستمگر و سركش كه با خداى حكيم اعلام جنگ مىكنند.
«فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ»
رسول من، در آن [مدت] مردم را فرو افتاده مىديدى گويا آنها تنههاى از نخلهاى ميان تهى هستند.
وقتى قرآن مجيد آنان را به تنه درختهاى پوسيده خرما تشبيه مىكند دليلش اين است كه آنها بسيار داراى قد بلند بودهاند؛ وقتى روى زمين افتاده بودند، مثل تنه درختهاى خرماى پوسيده ديده مىشدند. قوم عاد همه توسط عذاب الهى هلاك شدند و چيزى از آنها باقى نماند. خداوند متعال جل جلاله به آن قوم مهلت داد تا