انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٨ - عذابى كه واقع شد
كه وقتى اين سؤال را از آنحضرت صلى الله عليه وآله وسلم نمود، آيه مباركه نازل شد. «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» و سنگى از آسمان فرود آمد و بر فرق او اصابت كرد واز پايين او بيرون آمد وعذاب خدا بر او محققگرديد.
«لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ»
از براى عذابى كه بر كافرين نازل مىكنم، دفع كنندهاى وجود ندارد.
سؤال كننده به ظاهر مسلمان بوده است؛ زيرا به پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم مى گويد: ما قبلًا به تو و به خداى تو ايمان آورديم؛ ولى اين حرف را كه حالا مىگوييد، مورد قبول ما نيست. لذا از خدا طلب عذاب كرد و خدا نيز بر او عذاب را نازل كرد. قرآن مجيد مىفرمايد: «عذاب خدا را كسى دفع نمىتواند» معلوم است كه دفع كنندهاى براى عذاب خدا وجود ندارد؛ اما اين انسان است كه لجبازى مىكند و در برابر دستور پروردگار خويش مقاومت و سر كشى مىنمايد. اين شخص جاهل و لجباز، بهجاى اينكه از خداوند متعال جل جلاله براى انجام دستور پيغمرش طلب توفيق كند، تقاضاى عذاب مىكند و با خدا در ستيز مىشود. مىگويد: اگر اين حرف توست من آن را قبول ندارم و بر من زودترعذاب را بفرست. «فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ» از آسمان، بر ما سنگ بىباران. خداوند جل جلاله نيز دعاى او را قبول نمود و سنگى را از آسمان فرستاد كه از فرق سر تا پايين او را شكافت و نابود ساخت.
«مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ»
از سوى خداى است ذى المعارج. بعضى از مفسرين، ذى المعارج را به خالق فرشتهها معنى كردهاند؛ زيرا فرشتهها هميشه در حال عروج هستند. ممكن است عدهاى از فرشتهها مأموريت امور آسمانها را بر عهده داشته باشند و عدهاى ديگر به ساير كرات وظيفه داشته باشند. عدهاى هم مأور انجام امورات در كره زمين