انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٣ - طبيعت و تربيت
چنان به اين طرف و آن طرف بكوبد كه بعد يك ساعت از آن ماست ترش، روغن (مسكه) خوشمزه و لذيذ بهوجود آيد. مىدانيد! روغن كه از ماست بهدست مىآيد و هنوز به آتش نرسيده باشد، چهقدر لذيذ است؟ و خوردن آن، براى انسان چهقدر گوارا است؟ طبيعت انسان نيز چنين است اگر انسان آن را درست تربيت كند، مىتواند جانشين خدا در روى زمين باشد و مقام بالا و بلندى را پيدا مىكند. اگر آن را به حالت اولىاش رهاكند، از حيوان هم پستتر مىشود و به اسفل السافلين تنزل مىيابد.
قرآن مجيد انسان را حريص معرفى مىكند؛ ولى حرص براى انسان خوب است و انسان به آن احتياج دارد؛ اگر حرص نباشد انسان گرسنه مىماند. اگر حرص نباشد انسان از سرماى زمستان مىميرد. اين حرص است كه انسان را به دنبال آب و نان مىكشاند و دنبال چوب وهيزم مىكشاند تا در هواى سرد زمستان خود را توسط آن گرم نمايد؛ منتهى حرص انسان بايد تعديل شود و آن را بايد مهاركند تا اينكه از حدود خود تجاوز نكند. اگر حرص از آن مقدارى كه فطرت انسان مىخواهد بيشتر شود، زندگانى براى انسان تلخ مىشود.
ما بايد بدانيم كه حرص، طمع، بىصبرى، بىحوصلهگى، بىتابى، قهر و غضب، حب و بغض، اينها همه با غرايز انسان آميخته است و نمىشود بدون اينها زندگانى كرد؛ منتهى هر كدام آنها بايد به اندازه خواست فطرت انسانى تعديل شود، جلو سركشى آنها بايد گرفته شود و طبق دستور قرآن مجيد بايد غرايز انسان مهار شود تا بحدّ سر كشى و طغيان نرسد.
امروز تمام بدبختى بشر از همين غرايز سركش و مهار نشده شكل گرفته و تمام مشكلات انسانها از عدم تربيت به وجود آمده است. اگر انسانها طبيعت و يا غرايز خود را تربيت و كنترل مىكردند، امروز اين بدبختى براى بشريت وجود