انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٣ - اهميت حواس و عقل
«فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ، وَ ما لا تُبْصِرُونَ»
در مورد اين آيه مباركه، ميان دانشمندان چهار نظريه وجود دارد. يعنى در واقع ميان دانشمندان چهار دسته وجود دارد كه هر كدام نظر مختلف دارند.
دسته اول: اين دسته نه محسوسات را قبول دارند و نه معقولات را. اينها صوفيستائيه هستند كه يك نوع از ايدهآليستهاى عصر حاضر محسوب مىشوند؛ اين دسته يا منكراند يا شك دارند و در حقيقت از فطرت بشرى دور شدهاند و هيچ چيز را قبول نمىكنند تاريخچه پيدايش آنان به يونان برمىگردد.
دسته دوم: آنها كسانى هستند كه محسوسات را قبول دارند؛ ولى معقولات را نمىپذيرند اين دسته به اصطلاح امروزى، ماترياليستها هستند.
دسته سوم: آنهايى هستند كه معقولات را قبول دارند؛ ولى محسوسات را قبول ندارند. مىگويند، آنچه را كه عقل مىپسندد درست است و مطابق واقعيت است؛ ولى آنچه را كه حواس با شرايط خاص درك مىكنند، ممكن است اشتباه باشد. لذا ما آنرا قبول نمىكنيم.
دسته چهارم: هم حواس را قبول دارند و هم عقل را. مىگويند هردو درست است. اين دسته در واقع مطابق آيات قرآن عمل مىكنند؛ زيرا قرآن مجيد مىفرمايد: به آن چيزهاى كه شما مىبينيد و به آن چيزهاى كه شما نمىبينيد، قسم مىخورم.
خداوندمتعال جل جلاله به انسان هم حواس داده و هم عقل، هردوى آن را او براى انسان خلق نموده است؛ يعنى انسان مىتواند هم توسط حواس و هم توسط عقل، چيزهايى را درك كند. بنابراين نبايد چيزهاى را كه انسان نمىبيند، انكار كند؛ زيرا خيلى اشيايى وجود دارد كه براى انسان قابل مشاهده نيست. همانگونه كه قبلا به آنها اشاره نمودم. مثلًا قوه جاذبه، قوه دافعه و أتُم را انسان نمىتواند ببيند؛ ولى