انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٢ - آشكارشدن نيت ها
است؛ اگر بخواهيم روى اين موضوع صحبت كنيم، بحثهاى علمى مفصل مىخواهد كه در اينجا مجال صحبت كردن آن نيست؛ زيرا مستمعين اين صحبتها بيشتر مردم عوام هستند و من مىخواهم موضوعات مفيدى را صحبت كنم كه مورد استفاده تمام مردم قرار بگيرد؛ حتى كسانىكه از نعمت سواد محروم هستند نيز از مطالب قرآن مجيد استفاده كنند. در اينجا بد نيست كه يك توجيه اجتماعى را بيان كنم و آن اينكه در زبان پشتو، فارسى، عربى، اردو و انگليسى، تا آنجايى كه من مىدانم، قلب به دو معنى اطلاق مىشود، يكى به همين معنى فيزيكى و ديگرى به معنى روحانى استعمال مىشود. چرا به دو معنى استعمال مىشود؟ چه رابطهاى بين قلب و روح وجود دارد؟ چرا در ابتداء كه روح به بدن تعلق مىگيرد، قبل از همه با قلب ارتباط بر قرار مىكند؟ والله العالم.
ارتباط روح به قلب را تا همين اواخر به تعبير عام ضربان قلب گفته مىشد و ضربان قلب را از علايم حيات انسان برمىشمردند؛ ولى امروز متخصّصين علوم طبى مىگويند: حيات به قلب مربوط نيست؛ بلكه به مغز انسان مربوط است كه اينهم يك بحث پيچيده و تخصّصى است كه در كتاب (فقه و مسايل طبيه)[١] بهصورت مفصل آن را نوشتهام. در اين كتاب اقوال متخصّصين طبى را كه نظريات و ادلههاى آنها در مورد اينكه آيا مرگ مربوط به قلب است و يا مربوط به مغز، بحث صورت گرفته است.[٢]
[١] - محسنى، محمد آصف/ الفقه و مسايل طبيه/ مركز النشرالتابع الاعلام الاسلامي، الطبعة الاولي ١٤٢٤ ه. ق مطابق ١٣٨٢ ه. ش
[٢] - در كشور امير نشين" كويت" سال يكبار سمينار علمىطبى، تحت عنوان( المنظة الاسلامية في علوم طبية) براى مدت سىروز داير مىگرديد؛ در آن سمينار تعداد زيادى از متخصّصين علوم طبى و علماى دينى از كشورهاى مختلف اسلامى شركت مىكردند و در مورد امراضهاى مهم روز و راههاى علاج آنها، بحث و گفتگو نموده و راهكارهاى عملى آنها را جستجو مىكردند. بعد از ارائه نظريات متخصّصين طبى و علماى دينى اهل سنت، آن نظريه ها را با احكام فقه حنفى تطبيق مىكردند. سپس تمام مباحثى كه در جلسات صورت گرفته بود توسط همان منظمه، در يك جلد و يا چند جلد چاپ مىگرديد. بعد از چاپ، اين كتابها توسط آقاى واعظ زاده و اين حقير( محمدرضاقيام) خريدارى و براى حضرت آيت الله العظمى محسنى( دامظلهالعالى) فرستاده مىشد. معظمله، با توجه به تواناى علمى كه دارند، نظريات متخصّصين طبى را به وجه احسن، توسط فقه جعفرى جواب گفتهاند.