انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٤ - بهشتى ها
همه به شوق خود گرفتارند؛ آنانىكه نامه اعمالشان را بهدست چپ گرفتهاند، همه غمگين و پريشانند. روز قيامت انسان به فكر كسى ديگر نيست و همه به نوعى به حال خود گرفتارند.
«إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ»
من در دنيا اين گمان را داشتم كه در قيامت حسابى خواهد بود يعنى به وقايع روز قيامت ايمان داشتم و به همين دليل خود را كنترل كردم.
طبيعى است كه اگر مردم به قيامت ايمان و اعتقاد پيدا كنند از اعمال ناپسند و زشت اجتناب مىكنند؛ زيرا از عقاب آخرت مىترسند و به دستورات دين عمل مىكنند. وقتى به دستورات دين عمل كردند جهت پيدا مىكنند و خود را بهسوى بهشت سوق مىدهند. رفتن بهسوى بهشت، اطاعت از دستورات دين مىخواهد، خدمت به خلقالله، احسان و نيكى به همنوعان و صلهرحم به خويشاوندان مىخواهد. اينها براى انسان ميسّر نمىشود مگر بهوسيله پيروى از دستورات دينى و شناخت و معرفت پروردگارجل جلاله. اگر انسان به دين عمل كند، به فكر فريب دادن مردم نمىافتد. كلاه بردارى نمىكند. حق ديگران را غصب نمىكند. به مردم ظلم و ستم روا نمىدارد. از دروغ گفتن پرهيز مىكند. حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام مىداند و به مردم خود نيز كمك مىكند.
اما كسانىكه به قيامت ايمان ندارند، به بهشت و دوزخ اعتقاد ندارند، معلوم است كه مرگ را براى خود نابودى مىدانند و تمام هستى خود را در لذّتهاى حرام دنيا صرف مىكنند.
|
چون سگ درنده گوشت يافت نپرسد |
كين شتر صالح است يا خر دجال |
|