انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٩ - گزارش زمين
در روايتى نقل شده است كه ابوجهل روزى پيغمبراسلام صلى الله عليه وآله وسلم را به اسم مباركش صدا كرد و گفت: بگو در دست من چيست؟ حضرت فرمودند: در دست تو هفت عدد سنگ ريز است كه همهى آنها «لااله الا الله» مىگويند. ابوجهل دستش را باز كرد، ديد كه راستى همهى آنها به ذكر خدا مشغولاند، سپس رو به طرف آنحضرت صلى الله عليه وآله وسلم كرد و گفت عجب جادوگرى ماهرى هستى! ابوجهل حق را به چشم خود مشاهده كرد؛ ولى ايمان نياورد و به حق تسليم نشد، اينكه چرا تسليم نشد؟ براى اينكه نفس او پليد شده بود كسى كه نفسش پليد شود هرگز به حق تسليم نمىشود.
حالا اگر در مورد يك مسئله فلسفى صحبت كنيم و بگوييم كه ماهيات بىاعتباراند و وجود اصيل است و يا بگوييم حقيقت علم هم با حقيقت وجود يكى است. تمام اشيا و موجودات علم پيدا مىكنند و مىتوانند صحبت كنند؛ منتهى در نظر ما ساكت هستند، براى اينكه ادراك ما ضعيف است كه همهى جمادات را بدون علم و ادراك مىدانيم. اگر ما آن اصول فلسفى را قبول كنيم كه اصل آن از اصالت الوجود شروع مىشود و ممكن است كه يك وقت از نظر فلسفه نيز ثابت شود كه هر چيز داراى نطق است و همهى اشيا خدا را تسبيح مىگويند.[١] اين موضوع بسيار مباحث پيچيده و فوق تخصّصى است كه صحبت آن به درد عموم
[١] - خداوند در سوره اسراآيه ٤٤ مىفرمايد:" تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ" يعنى: آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند همه تسبيح او مى گويند و هر موجودى تسبيح او مى گويد ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد.