انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٥ - ياد آورى براى متقيان
چيزى به بار نمىآورد؛ هم در دنيا سبب حسرت كفار است و هم در آخرت. زندگانى وقتى براى انسان ارزش دارد كه با معرفت و محبت خدا همراه باشد؛ زندگانى بدون معرفت و محبت خداوند جل جلاله پوچ و بىفايده است؛ زيرا كسانىكه به خدا ايمان ندارند در مقابل كوچكترين مشكلات زندگى مقاومت كرده نمىتوانند و زود نا اميد مىشوند. از اينكه خود را تنها مىبينند و هيچ پناهگاهى براى خود نمىيابند، دنيا و آخرت آنها خراب مىشود، نه از زندگانى دنيا لذّت مىبرند و نه در آخرت چيزى را به همراه دارند.
اما مؤمنين اينطور نيستند؛ مومنين وقتى در دنيا دچار مشكل شوند به خدا پناه مىبرند. نفس پناه بردن مؤمن به خدا، براى آنها آرامش بهوجود مىآورد؛ زيرا مىدانند كه مشكلات از جانب خداى حكيم است و حل آن نيز به او مربوط مىشود. اگر مصلحت بىبيند مشكل را بر طرف مىسازد و چنانچه مصلحت نبيند، مؤمن صبر مىكند و امور خود را به او واگذار مىكند؛ خداوند جل جلاله نيزدر آخرت به او پاداش مىدهد. البته انسان بايد براى رفع مشكلات زندگانى تلاش داشته باشد؛ يعنى قسمى نباشد كه بگويد اگر خداوند جل جلاله مصلحت ببيند مشكلاتم را رفع مىكند، لازم نيست من خود را زحمت دهم. ااگر كسى چنين كارى كند اشتباه است. انسان بايد تلاش خود را انجام دهد؛ اگر مريض است داكتر برود، دوا و يا داروى كه طبيب تجويز مىكند بخورد و به دستور طبيب عمل نمايد؛ منتهى طبيب را شفا دهنده قرار ندهد. با توكل بر خدا طبق دستور طبيب، مسائل صحى را رعايت نمايد. چنانچه خدا براى او شفا عنايت كرد خوب مىشود، اگر شفا عنايت نكرد، بايد صبر كند تا هرچه را كه خداوند جل جلاله بخواهد. در اينصورت مشكلات براى انسان مؤمن نه تنها سبب نااميدى نمىشود؛ بلكه براى او گوارا نيز مىشود.