انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٣ - بهشتى ها
ناكام مانده است. يك موقع مىبيند كه ورق امتحان او را با احترام آوردند و به دست راست او دادند، او با نمرههاى بسيار خوب كامياب شده است؛ در آن موقع به نظر شما اين دانشجو چهمقدار خوشحال مىشود؟ در حالىكه مسئلهى دانشگاهها و ليسهها، حاصل زحمت يكساله انسان است؛ اما مسئلهى قيامت حاصل زحمات عمر انسان است كه در طول هفتاد سال و هشتاد سال زحمات زيادى را متحمّل شده است و مخصوصاً آنهايى كه مسلمان هستند؛ شخص مسلمان اين اميد را دارد كه خدا وند متعال جل جلاله به لطف و كرم خود نامه اعمال او را بهدست راستش دهد و اورا ازجمله رستگاران محسوب نمايد.
در ميدان حساب با توجه به شرايط روز قيامت و ترسى كه بر انسان حاكم است، نسبت به اعمال خود نيز ترديد دارد؛ يعنى نمىداند كه اعمال او مورد قبول خداوند جل جلاله واقع شده است يا خير؟ در آن موقعىكه انسان خود را در دوراهى بهشت و جهنم مشاهده مىكند، بهنظر شما او در چه حالت قرار داشته باشد؟ در آن شرايط حساس و خطرناك، يك مرتبه ملائكه نامه اعمال او را بهدست راستش مىدهد و او مىفهمد كه از اهل بهشت است، گمان مىكنيد كه چه احساسى بر او رخ مىدهد؟ احساس بهشتىها را جز خداوند متعال جل جلاله كسى نمىداند. خدا مىداند كه آنها چه مقدار خوشحال مىشوند؟.
«هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ»
وقتى انسان نامه اعمال را بهدست راست خود مىبيند از شوق بسوى ديگران صدا مىزند: بگيريد نامه عمل مرا بخوانيد. «هَاؤُمُ» به اصطلاح ادبى جمع مذكر است؛ يعنى بياييد و بگيريد نامه اعمال مرا بخوانيد! در حالىكه كسى نامه ديگران را در آن روز نمىخواند؛ زيرا آنهايى كه نامه اعمال خود را بهدست راست گرفتهاند