انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٧ - طبيعت و تربيت
طبيعت خام انسان اينگونه است. «وَ الْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»[١] طبيعت انسان هميشه بهسوى زيان در حركت است و به آن علاقه مند است. در آيات سوره مباركه معارج نيز شبيه اين آيات مباركه را بيان مىكند كه انسان بىصبر و حريص خلق شده؛ مگر نماز گذاران. كسانىكه نماز را به درستى به پا مىدارند. به نظرمن در اين آيه مباركه، مراد از نماز، كنايه از ايمان و يا همه عبادات است. مگر آنهايىكه به خداجل جلاله ايمان دارند و او را عبادت و پرستش مىنمايند. اين عده عباداتشان نيز هميشه و دائمى است. البته در اين شكى نيست كه بالاترين عبادات در نزد خداوند متعال جل جلاله نماز است؛ زيرا نماز ستون دين است؛ ولى ساير عبادات نيز در صورتىكه تداوم داشته باشد، خيلى ارزش پيدا مىكند و خداوند جل جلاله عملهاى دائم را دوست دارد.
قرآن مجيد، در اين آيات ابتدا از طبيعت انسان مطالبى را بيان مىكند و از اين دانسته مىشود كه طبيعت در سرنوشت انسان بسيار مهم است. خداوند تبارك و تعاليجل جلاله طبيعت انسان را سركش، طغيانگر، خود خواه، مغرور، متكبّر، حريص و بىتاب وصف مىكند؛ ولى در مقابل اين طبيعت سركش، از تربيت صحبت مىكند كه انسان براى مهار نمودن غرايز و كنترل طبيعت خود، بايد از تربيت استفاده كند و اين از وظايف مهمى است كه خداوند جل جلاله براى انسان سپرده است تا در دنيا خود را تربيت كند و بهواسطه تربيت، اين طبيعت خام خود را پُخته نمايد. هدف از خلقت انسان نيز همين موضوع است كه انسان در زندگانى مادى، خود را به كمال انسانى نزديك كند. طبيعت، يعنى غرايز؛ غرايز براى زندگانى انسانها لازم و ضرورى است و چنانچه غرايز وجود نداشته باشد، انسان به كمال خود نمىرسد. حضرت آدم
[١] - عصر/ آيه ٣.