انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٢ - دو دسته گى انسان ها
نظريه دوم: بعضى از مفسرين مىگويند كه موازين به معنى جمع ميزان نيست؛ بلكه جمع موزون است. اگر جمع موزون باشد مراد خود عمل است؛ بهاصطلاح، عمل وزن مىشود. بهنظرمن هردو نظريه معنى واحدى را مىرسانند و هيچگونه فرقى باهم ندارند، به هرحال در آيه بعد مىفرمايد.
«فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ»
او در زندگانى بسيار خوبى قرار دارد كه از آن كاملًا راضى است.
مسلماً كسانىكه ترازوى عمل صالح آنها سنگين است راضى و خوشحالاند؛ در واقع آنان در جاىگاهى قرار دارند كه براىشان رضايت بخش است و از پاداش عمل خود راضى هستند.
«وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ»
و اما كسانىكه وزن عمل خوب آنها (ترازوى عمل) آنها سبك است.
دسته دوم: كسانىكه در دنيا عمل خوب و شايسته انجام ندادهاند، از دنيا مفلس و با دست خالى آمدهاند (چيزى به همراه ندارند) معلوم است كه در چه حالت قرار دارند؟ بهعنوان مثال وقتى جوانان در يك دانشگاه درس مىخوانند و بعد از زحمتهاى زياد در امتحان نهايى شركت مىكنند، چنانچه در اين امتحان كامياب شوند خوشحالاند؛ زيرا مستحق لسانس مىشوند؛ ولى اگر ناكام بمانند، ناراحت و شرمنده هستند؛ در اينصورت كسانى را كه ناكام ماندهاند، دوباره در دانشگاه راه نمىدهند. هميشه سرگردانند و ناراحتاند كه بهكجا پناه ببرند. قرآن مىفرمايد:
«فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ»
پس پناهگاه او هاويه است. آنهاىكه در امتحان روز قيامت ناكام مىمانند پناهگاهى جز هاويه ندارند.