انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٦ - طبيعت و تربيت
شاعر در مورد وجود خداوند متعال جل جلاله و وجود نازنين پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم صحبت مىكند و مىگويد: در ميان احمد كه اسم مبارك اشرف مخلوقات صلى الله عليه وآله وسلم است و در ميان احد كه اسم پروردگار دائم الفضلجل جلاله است يك (م) فرق است؛ ولى در اين يك ميم، يك جهان غرق است. معلوم است كه جهان خالقيت با جهان مخلوقيت و جهان ماديت با جهان معنويت با هم تفاوت زيادى دارند و نمىشود اين هردو را باهم مقايسه نمود. در مورد طبيعت و تربيت نيز چنين است و اين دو مطلب از هم فاصله زيادى دارند و شايد هزاران منزل فاصله بين اين هردو وجود داشته باشد و هركدام از معانى خاصى برخورداراست.
|
از براى نامهى ما قاصدى در كار نيست |
كاروان اشك ما منزل به منزل مىرود |
|
هزاران منزل بين طبيعت و تربيت انسان فاصله وجود دارد؛ زيرا موضوع سعادت و شقاوت انسان مطرح است. خوشبختى و بدبختى انسان در اين فاصله نهفته است. مسئله ايمان و كفراست. سرانجام موضوع بهشت و جهنم مطرح است و از اين جهت هردو موضوع با هم فرق دارند.
تمام اين مفاهم در ميان طبيعت و تربيت در نوسان است. قرآن مجيد در آياتى كه قبلا خوانديم از همين مطالب صحبت مىكند و ابتدا از طبيعت انسان ياد آور مىشود كه مىفرمايد: «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً» انسان بسيار بىصبر و حريص خلق شده است. «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً» هنگامى كه شرّ و بدى به او برسد، بىتابى مىكند و خود را ذليل مىشمارد. «وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً» و هنگامى كه خير و خوبى به او برسد، مانع رسيدن خير به ديگران مىگردد. متكبّر و خود خواه مىشود، در حق ديگران ظلم مىكند.