انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٥ - أهميت نماز
بر اينكه براى انسان واجب است بايد پنج مرتبه در روز و در اوقات معيّن خوانده شود؛ در واقع خداوندمتعال جل جلاله مىخواهد پيوند انسان از او بريده نباشد و در بيست و چهارساعت بهطور مكرر در اوقات معين بايد با پروردگار خويش ارتباط برقرار نمايد؛ زيرا روح مجرد انسان از عالم ملكوت است و با عالم ناسوت، چندان علاقه ندارد، مگر اينكه آلوده و كثيف شود، در غير اين صورت روح با آن شفافيتى كه دارد، هرگز به دنيا علاقهمند نمىشود و تمام توجه او به عالم بالا است. ارتباط روح به پرورگارش بايد هميشه بر قرار باشد.؛ اگر ارتباط روح با عالم بالا قطع شود، زود فاسد مىشود؛ وقتى روح فاسد شود، انسان از حيوان بدتر مىشود. بهقول شاعر:
|
بشنو از نى، كين حكايت مىكند |
از جدايىها شكايت مىكند |
|
|
كز نيستان تا مرا ببريدهاند |
از نفيرم مرد و زن ناليدهاند |
|
|
هر كسى ازظنّ خود شد يار من |
از درون من نجُست اسرار من |
|
نى؛ يعنى نفس مجرد انسان. شاعر مىگويد: از نفس خود بشنو كه هميشه از اين شكايت دارد، كه چرا او را ازعالم ملكوت به عالم ناسوت آوردند؟ در حالىكه او به اين عالم علاقه ندارد. روح چيزى عجيبى است كه تا امروز كسى از اسرار آن چيزى نفهميده است و هر كس در باره روح چيزهاى گفتهاست؛ ولى به حقيقت آن تاكنون كسى پىنبرده است.
|
آتش عشق است كاندر نى فتاد |
جوشش عشق است كاندر مى فتاد |
|