انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٥ - سرانجام طغيان گرى
عاد، حضرت صالح عليه السلام فرستاده شد؛ ولى آنها با تمام آنها مخالفت كردند و آنان را تكذيب نمودند. انبياء آنان را هميشه انذار مىكردند و هميشه نصيحت مىنمودند؛ اما آن مردم لجوج قبول نكردند. وقتى حجت بر آنان تمام گرديد، مىفرمايد: ما نيز آنها را هلاك كرديم.
«إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ»
آن موقعىكه آب زياد شد و از آسمان باران شديد باريدن گرفت. (شدت باران به حدى زياد بوده كه قبلا براى كسى قابل باور نبوده است) و آنگاه كه باران شروع به باريدن نمود زمين نيز مثل چشمههاى آب شروع به جوشيدن نمود.
ظاهراً اين قضيه در زمان حضرت نوح عليه السلام اتفاق افتاد و آنحضرت داراى عمر طولانى بودهاست. قرآن مجيد در مورد طول عمر حضرتنوح عليه السلام مىفرمايد: كه نهصد و پنجاه سال آنحضرت در بين قوم خود بودند و در اين مدت طولانى يك جماعت اندكى هدايت شدند و آنگونه كه تاريخ بيان مىكند در حدود هشتاد نفر به او ايمان آوردند و بقيه مردم ايمان نياوردند.
حضرت نوح عليه السلام خيلى زحمت كشيدند و رنجهاى فراوان را متحمل شدند، تا مردم ايمان بياورند؛ اما آن مردم جاهل و سركش قبول نكردند وقتى هدايت نشدند، خداوند به حضرت نوح عليه السلام دستور داد كه كشتى بزرگى بسازد. آن حضرت كشتى را آماده نموده و قبل از اينكه آب از زمين بجوشد و باران از هوا ببارد، آنحضرت با اصحاب خود در بين كشتى قرار گرفتند. تمام كسانىكه به خدا و پيغمبرش ايمان آورده بودند به داخل كشتى راه يافتند و از خطر طوفان مصون ماندند. بقيه مردم همه غرق شدند.