انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٤ - گفتار بدون دليل
شنيدهاند. حديث نادرست مىخوانند و مردم نيز باور مىكنند. آيا اين مبلغين عزيز بهطور يقين خبر دارند كه سند اين احاديث صحيح است؟ البته كه نمىدانند؛ در اينصورت. هم خود را زير سؤال مىبرند و هم مردم را گمراه مىكنند.
بنابراين شما سعى كنيد كه اين چنين نگوييد و بگوييد كه از پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده است و يا روايت شده است. «العهدة على الراوى» خود را از مسئوليت بيرون كنيد و بگذاريد به عهده راوى. براى مردم واضح صحبت كنيد و بگوييد كه در يك روايت بدون سند نقل شدهاست. خصوصاً رواياتى كه مرسله اند. مردم عوام روايات مرسله را نمىدانند. اگر سند روايت را ندانستيد، بگوييد از پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده است. احاديث را نيز به زبان عوام ترجمه كنيد كه مردم بفهمند. مىگويد: دو نفر طلبه در نجف رفته بودند و به مدت شش ماه در آنجا مانده بودند، وقتى بعد از شش ما به خانه خود برمىگردند، يكى از آنها شكم درد مىشود و مردم آن محل به شكم، كَوره مىگفتند. وقتىكه مادر اين طلبه، نزد پسرش مىآيد، مىبيند كه پسرش دست به شكم خود مىمالد و آه آه مىكند؛ از او مىپرسد كه پسرم چه شده چرا ناراحتى مىكنى؟ آقاى طلبه كه بعد از شش ماه از نجف برگشته خجالت مىكشد كه بگويد كَورَهام درد مىكند، در جواب مادرش مىگويد: بطن من درد مىكند. مادرش به حرف او نمىفهمد با ديگران مشوره مىكند كه بطن چيست؟ هيچ كس نمىفهمد كه بطن چيست؟ بعد مىروند نزد رفيقش كه او اين اصطلاح را ترجمه كند. رفيقش مىآيد از او مىپرسد كه فلانى، كجايت درد مىكند؟ او مىگويد: بطن من درد مىكند. اين فيلسوف ديگر، كمى فكر مىكند بعد مىگويد: بَطَنَ يبطِّن بطناٌ، گفت مصدرش درد مىكند. (خنده حضار)
ممكن است كه اين قصه واقع نشده باشد و اين را ساخته باشند، چونكه غالب ضربالمثلهاى كه گفته شده واقعيت ندارند؛ ولى مىخواهند وضعيت جامعه را بيان