انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٢ - طبيعت خام انسان
گاهى اوقات عواطف بر انسان غلبه مىكند و يك كار مهم و مفيد را بر اثر آن انجام مىدهد؛ اما زود متوقف مىشود. گاهى اينگونه نيست؛ بلكه انسان هدفمندانه و بهطور دائم كارى را انجام مىدهد كه قبلًا براى استمرار آن تدابيرى را روى دست گرفته است. در اين صورت مسلماً عمل هدفمندانه ارزش بالاترى دارد.
«وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ»
قرآن مجيد، در آيه قبل حالات كسانى را بيان كرد كه در انجام عمل تداوم دارند؛ در اين آيه مباركه مىفرمايد: كسانىكه در اموالشان حق معلوم وجود دارد. حق معلوم براى چهكسانى؟ براى فقراء و خويشاوندان نزديك انسان؟ براى كسانىكه از انسان تقاضاى كمك مىكنند؟ در آيه بعد مىفرمايد:
«لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»
براى كسانىكه از مردم چيزى را سؤال مىكنند و همچنين براى كسانى فقير هستند؛ ولى چيزى را از كسى سؤال نمىكنند. محروم به كسانى گفته مىشود كه فقير و گرسنه هستند؛ اماّ بهخاطر حفظ آبرو و عزتشان چيزى از مردم نمىخواهند. از آيه مباركه دانسته مىشود كه حق معلوم بايد براى هردو دسته باشد.
دسته اول آنهايىاند كه بهطور آشكارا از مردم چيزى طلب مىكنند و فقر خود را اظهار مىنمايند.
دسته دوم كسانى هستند كه انسان مىداند آنها فقيراند؛ ولى براى حفظ آبروى خود از كسى تقاضاى كمك نمىكنند و چيزى را از مردم نمىخواهند؛ اين دو دسته، در واقع طبق فرمايش قرآن مجيد، مستحق هستند و بايد انسان از اموال خود چيزى معين و معلوم را براى آنها اختصاص دهد.