انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٠ - گوش شنوا
من نمىخواهم براى كسى قصه بخوانم و نه قرآن كتاب قصه خوانى است. هرچيزى را كه قرآن بيان مىكند براى اين است كه ما انسانها از آن عبرت بگيريم تا به سرنوشت اقوام وقبايل هلاك شده گرفتار نشويم. هركلمهى قرآن مجيد، پند و موعظه براى افراد بشر در طول تاريخ است. قرآنمجيد مىخواهد انسانها را بهسوى كمال انسانىاش سوق دهد و با ذكر داستانهاى عبرت انگيز، بشريت را بهسوى خوشبختى هدايت كند؛ زيرا اساس دين مقدس اسلام موعظه و نصيحت است. جبر و اكراه در اسلام راه ندارد. انبياى الهى وقتى مىآمدند مردم را براى پذيرفتن دين، ارشاد مىكردند و در تاريخ انبياء يك مورد هم ديده نمىشود كه آنها كسى را براى پذيرفتن دين تهديد كرده باشند و به جبر چيزى را بر مردم تحميل نموده باشند. كار انبياء در طول تاريخ ارشاد انسانها بوده است. كسانىكه قبول مىكردند طبق ميل و اراده خود به خداى واحد ايمان مىآوردند؛ اما كسانىكه قبول نمىكردند، هيچگاه مورد تهديد قرار نمىگرفتند.
اگر انسانهاى امروزى دستور اسلام را قبول و به آن عمل مىكردند به اين سرنوشتى كه حالا گرفتارند، گرفتار نمىشدند و چند ميليون انسان توسط مرض ايدز هلاك نمىگرديد. درطول تاريخ بشريت چنين مرض هولناك وجود نداشته كه در اثر آن ميليونها انسان يا هلاك و يا در صف مرگ نشسته باشند.
|
چشم باز و گوش بازو اين عمى (عما) |
حيرتم از چشم بندى خدا |
|
بايد انسانها از اين خواب غفلت بيدار شوند. بايد قبل از اينكه زندگانى دنيا و آخرت خود را خراب كنند، به عقل خود مراجعه نمايند و دين خدا را سر لوحه زندگانى خود قرار داده و از اين عذاب وحشتناك بهخداى قهار پناه ببرند.