انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠ - سرانجام طغيان گرى
ايمان نياوردند. حضرت صالح عليه السلام به آنان گفتند كه اين شتر را شما فوق العاده خواستيد و خداوند نيز با قدرت و حمكت خود آن را براى شما خلق نمود؛ اما اين حيوان به آب احتياج دارد و بايد آب چشمه را تقسيم كنيد. يك روز شتر اين آب را بخورد و يك روز شما از آن استفاده كنيد. روزى كه شتر آب را مىخورد در عوض به شما شير مىدهد و شما مىتوانيد به جاى آب از شير استفاده كنيد؛ ولى آنها از شقاوت و بدبختى خود به حرف پيامبر خداجل جلاله اعتنا نكردند و شترى را كه خداوند فوق العاده خلق نموده بود كشتند. وقتى شتر را كشتند، غضب پروردگار بر آنها نازلگرديده و همهى آنها توسط رعد و برق، لرزش زمين و صداى وحشتناك به هلاك رسيدند.[١]
«كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ» «فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ»
قوم ثمود و عاد، طغيان نمودند و خداوند جل جلاله نيز با يك عذاب طغيانگر آنها را هلاك نمود.
نظام طبيعت بر اين استوار است كه هركسى طغيان كند، سرانجام بلاى بر او نازل مىشود. اين قانون طبيعت است كه انسان سركش و طغيانگر بايد توسط عذاب سركش و طغيانگر نابود شود و كيفر عمل خود را چه در دنيا و چه در آخرت بايد بىبيند، همانگونه كه قوم ثمود به آن گرفتار شدند.
قرآن مجيد در آيه بعد، سرنوشت قومعاد را بيان مىكند. حضرت هود عليه السلام را براى قوم عاد، مبعوث نمود تا آنها را بهسوى خدا پرستى هدايت كند. قوم عاد نيز همانند قوم هود از نعمتهاى فراوان برخوردار بودند. زمين داشتند، زراعت داشتند،
[١] - هود/ آيه ٦٧- اعراف/ آيه ٧٨- ذاريات/ آيه ٤٤