انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩ - سرانجام طغيان گرى
سه تعبير را بكار برده است. صاعقه، صيحه، رجفه. ظاهراً آيات مباركه از يك حادثه با سه تعبير حكايت مىكند. وقتى زلزلههاى بزرگ واقع مىشود طبعاً همراه با صداى رعد و برق، زمين را تكان مىدهد. هر سه پديدهى وحشتناك در زلزله وجود دارد و همه آنها مخلوق خداوند است و او به همه چيز قادر است.
خداوند جل جلاله حضرت صالح عليه السلام را كه يك نوجوان بود براى هدايت آنها فرستاد. آنحضرت مدتهاى زياد زحمت كشيدند و آنان را بهسوى خدا دعوت نمودند. حضرت صالح عليه السلام بسيار تلاش ورزيدند كه آنها به خداى واحد قهار ايمان بياورند؛ ولى آنان ايمان نياوردند. آنحضرت عليه السلام وقتى متوجه گرديد كه اين قوم توسط تبليغ ايمان نمىآورند از راه ديگرى وارد شدند و به اين فكر كه شايد از اين طريق، آنها را قانع سازند. لذا پيشنهاد نمود كه بيايند از بتهاى خود بخواهند تا سؤالهاى ايشان را پاسخ دهند. اگر بتها توانستند جواب بدهند، آنحضرت عليه السلام بهدنبال كارش خواهند رفت و مزاحم بتها نخواهند شد. اگر بتها نهتوانستند جواب بدهند، آنگاه شما از من سؤال كنيد تا از خداى خود بخواهم به سؤال شما پاسخ دهد.
قوم ثمود، پيشنهاد حضرت صالح عليه السلام را قبول كردند و آمدند نزد بتهاى خود، هرچه به آنها گفتند كه جواب آنحضرت را بگويند پاسخى نشنيدند، عذر نمودند، دعا كردند كه بتها جواب صالح را بگويند خبرى شنيده نشد. قوم ثمود وقتى از جانب بتهاى خود نا اميد شدند، از حضرت صالح عليه السلام خواستند كه از خداى خود بخواهند يك شترى را با چنين اوصاف همراه بچهاش از بين كوه بيرون نمايد. آن حضرت دعا نمودند، خداوند جل جلاله به دعاى پيامبرش لبيك گفت و درخواست آنها را برآورده كرد؛ ولى آنقوم با لجاجتى كه داشتند به آن حضرت