انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨ - سرانجام طغيان گرى
«كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ».
در آن روزى كه زمين و آسمان همه كوبيده شوند و از بين بروند. خداوند جل جلاله از ميان تكذيب كنندگان در ابتدا قوم ثمود و قوم عاد را معرفى مىكند؛ زيرا به آنها نعمتهاى فراوان داده بود و از تمدن بهترى برخوردار بودند.
«فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ»
ثمود منطقهى كوهستانى بود كه در بين حجاز و شام واقع است و خداوند جل جلاله حضرت صالح عليه السلام را براى آنها به پيغمبرى مبعوث نمود و آن حضرت بنا به پيشنهاد آنان و به اذن خداوند جل جلاله يك شتر را نيز از بين كوه بيرون نمودند و به آنها سفارش كردند كه اين شتر را مورد آزار و اذيت قرار ندهند و چشمهى آبى كه در آنجا وجود داشت بين آنها و شتر تقسيم نمودند و به آنها فرمودند كه يك روز شتر از اين چشمه آب مىخورد و روز ديگر شما از آن استفاده نماييد. روزى كه شتر آب را مىخورد در عوض به شما شير مىدهد تا به جاى آب از شير استفاده كنيد. آنحضرت به آنان هشدار دادند كه اگر شتر را بكشند و يا اذيت كنند، عذاب خدا آنها را فرا مىگيرد؛ ولى آن قوم نادان و جاهل گفتهى پيغمبر خدا را ناديده گرفتند و به آن حضرت ايمان نيآوردند. سرانجام پاهاى شتر را قطع نمودند و آن را كشتند. بعد از كشتن شتر، غضب خدا نيز بر آنها نازل گرديد.
«فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ»
يك مرتبه صاعقه آمد، با يك صداى عجيب و غريب، همه آنها را هلاك نمود. صاعقه مثل آتش است؛ گويا آتشى آمد و آنها را هلاكت نمود. در آيه ديگر مىفرمايد: صيحه؛ يعنى يك صدا. در آيه ديگر مىفرمايد: رجفه؛ يعنى تكان شديد. تا آنجا كه من اطلاع دارم قرآن مجيد راجع به هلاكت قوم ثمود و قوم عاد همين