در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٢١ - تفسير بخشى از سوره قمر
بحث مىكند؛ كلدانيها و مصرىهاى قديم و ايرانىهاى قديم به جز زرتشتيان در كتابهاى خود آن را نوشتهاند و يونانىهاى قديم نيز آن را ثابت دانستهاند، و افلاطون نيز از آنها نقل مىكند؛ چنانچه در آثار چينىها و هندىها و برزيلىها و ژاپنىها و مكزيكىها هم ديده مىشود.
«زينوفون»[١] فيلسوف و مورخ يونانى، در كتاب خود از پنج طوفان اسم برده است و «ديودورس سيسيلى»[٢] ششمى را بر آنها افزوده است.[٣]
با همه اين گفتهها بسيارى از مردم اگر هم جرأت نمىكردند قضيه را افسانهاى تلقى كرده و به كلى منكر شوند، نمىتوانستند طوفان را در شمار حقايق تاريخى بياورند تا آنكه كشفيات اخير علمى به كمك تاريخ شتافت، و پرده از روى اين حقيقت تاريخى برداشت.
سى هزار لوح
باستان شناسان كشفياتى كه در حفارىهاى «بين النهرين» به عمل آوردهاند، در خرابههاى كتابخانه نينوا پايتخت سابق امپراطورى «آشوريان» الواحى از گل پخته يافتند؛ روى آن الواح قصه طوفانى حك شده بود كه بر طوفان نوح قابل تطبيق است هر چند قهرمان طوفان در اين قصه كسى به نام «اوپناپيتسم» معرفى شده است و ممكن
[١]. متولد سال ٤٤٥ قبل از ميلاد و متوفى سال ٣٥٥ قبل از ميلاد.
[٢]. يكى از نويسندگان نامى يونان است، كتاب مهمى تأليف كرده و اسمش را« المكتبة التاريخية» گذاشته است.
[٣]. تا اين جا از دائرة المعارف بوستانى نقل شده است.