در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٦٦ - چگونگى نزول قرآن
[به صورت] كتابى متشابه نازل كرد. ... يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ ...[١]؛ تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد.
اگر منظور فقط معناى كتاب بود، عطف حكمت بر آن معنا نداشت، زيرا آن، خود يكى از مصاديق بارز حكمت است، و نيز مانند: وَالطُّورِ* وَكِتَابٍ مَّسْطُورٍ[٢]؛ و هم چنين: ... وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا ...[٣]؛ و مانند: كتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرآناً عَرَبِيّاً لِقَوْم يَعْلَمون.[٤]
از اين آيات شريفه و مانند آنها كه به وفور در اين كتاب اقدس و مقدس آمده است، به روشنى دانسته مىشود مقصود از كلمه قرآن تنها مفاهيم و معانى آن نيست، بلكه مفاهيم آن است در قالب الفاظ مشخص و بيان و شيوه خاص.
ولى در برخى موارد درست عكس اين فهميده مىشود، يعنى به نظر مىرسد مقصود از كتاب و قرآن، مفاهيم و محتواى آن كتاب است و هيچگونه نظرى به الفاظ و تعبيرات و تركيبات ندارد، نظير «نظريه نسبيت انيشتين» و «فلسفه ماترياليسم ديالكتيك هگل» و «حكمت متعاليه و حركت جوهرى ملاصدرا»، همان گونه كه اين
[١]. سوره جمعه، آيه ٢.
[٢]. سوره طور، آيه ١- ٢.
[٣]. سوره احقاف، آيه ١٢.
[٤]. سوره فصلت، آيه ٣.