در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٢٦ - تفسير بخشى از سوره قمر
نخواهد داد، خدا خود از دلهاى آنان باخبر است و اگر من اين حرفها را بگويم از ستمكاران خواهم بود.
مردم از روى تمسخر گفتند: اى نوح! زياد بحث كردى و بيشتر از حد حرف زدى، به اين حرفها احتياج نيست، اگر راست مىگويى عذابى را كه وعده كردهاى بياور. نوح گفت: البته عذاب خدا خواهد آمد و نخواهيد توانست جلو آن را بگيريد و حال كه گمراهى شما حتمى شده است ديگر پند و اندرزهاى من به حال شما سودى نخواهد بخشيد».
چون كار به اين جا رسيد و از هدايت و ارشاد نتيجهاى گرفته نشد و نصيحتها و راهنمايىها بىثمر ماند، نوح دست تضرع به جانب خدا دراز كرد و عرض نمود: «خدايا! من اين قوم را شب و روز به سوى تو خواندم و به حق و حقيقت دعوت كردم، نتيجهاى غير از اعراض و مخالفت نگرفتم، من هر چه آنها را ارشاد نمودم آنها انگشتانشان را به گوشها گذارده و لباسها را به سر كشيده در عناد خود اصرار ورزيدند و باز من آنها را آشكارا و پنهانى راهنمايى كردم و نعمتهاى تو را بازگو نمودم، ولى آنها از خدايان باطل و از بتهاى خود دست نكشيدند. خدايا! در روى زمين هيچ كس را از كفار باقى مگذار، اگر آنها زنده بمانند بندگان تو را گمراه خواهند كرد و اولاد آنها كفار و بدكاران خواهند بود».
خداوند به نوح وحى نمود كه ديگر كسى ايمان نخواهد آورد، گرويدگان همينها هستند كه هستند، از عمل بدكاران اندوهناك و