در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٢٥ - تفسير بخشى از سوره قمر
«نوح را به سوى قومش فرستاديم و او گفت: اى مردم! عبادت خدا را بجا بياوريد، شما غير از او خداى ديگرى نداريد، من در حق شما از عذاب روز بزرگ ترسناكم. گروهى از مردم در پاسخ سخنان وى گفتند: تو آشكارا در گمراهى هستى، تو بشرى هستى مثل ما و جز مردمان فرومايه كسى از تو پيروى نكرده است، آنها هم بدون منطق و دليل دنبال تو را گرفتهاند، بنابراين هيچ فضيلتى بر ما ندارى و گمان مىكنيم مردى دروغگو هستى. نوح گفت: اى مردم! من گمراه نيستم، من فرستاده خدا هستم، مأموريت خود را از جانب خدا انجام مىدهم، شما را نصيحت مىكنم، آيا تعجب مىكنيد خداوند رسالت خود را به مردى از شماها بدهد؟! بپرهيزيد شايد خدا در حق شما رحم كند. اى مردم! اگر من حجتى از طرف خدا داشته باشم و خدا نبوت را به من ارزانى كند و شماها كوردل باشيد و باور نكنيد من نمىتوانم شما را مجبور كنم به اين كه ايمان بياوريد. اى مردم! من از شما مزدى نمىخواهم، پاداش عمل مرا خدا خواهد داد و بدانيد مردمانى را كه به من گرويدهاند و از گفتههاى من پيروى مىكنند از خود دور نخواهم كرد و اگر چنين باشد من جواب خدا را نتوانم داد. اى مردم! اگر من همچو كار ناشايستهاى را بكنم كيست كه عذاب الهى را از من دور كند؟ اى مردم! من ادعا نمىكنم كه گنجهاى خدا در اختيار من است و يا اين كه غيب مىدانم، و نمىگويم كه من فرشته هستم يا اين كه خدا به مردمانى كه شما با نظر حقارت به آنها نگاه مىكنيد خير